جستجو
سبد خرید
ورود کاربر
ثبت نام
فرم تماس
اطلاعات تماس

اطلاعات تماس با جامعة علوم القرآن :

آدرس : ایران - استان قم - بلوارامبن - کوچه 21 - پلاک 7

تلفن : 32934425 - 25 - 98+

نمابر : 32924867 - 25 - 98+

ایمیل : info[at sign]forghan.ir

  • زندگی نامه
  • روش فقهی
  • روش تفسیری
  • خاطرات
  • مصاحبه ها
  • یادبود
  • اسناد و مدارک


آیت‌الله محمد صادقی تهرانی، در سال 1305 در محله گلوبندگ (چال حصار) نزدیک بازار تهران، متولد و در خانواده‌ای روحانی پرورش یافت. پدر ایشان حاج شیخ رضا لسان‌المحققین (لسان‌الواعظین) از بزرگان خطبای ایران و از سرسلسله علمداران معارض سلطنت پهلوی اولین معلم علم و عمل و راهنمای آیت‌الله صادقی، ایشان را در 5 سالگی به مدرسه اسلام واقع در گذر مستوفی فرستاد و از همان اوان کودکی ایشان را با معارف اسلام آشنا نمود. همزمان با پایان دوره دبستان و اخذ تصدیق 6 ابتدایی در اثر شکنجه‌ها و لطمات مبارزات، پدر بدرود حیات گفت. آیت‌الله صادقی که از سویدای دل نفرت عمیقی نسبت به پهلوی داشتند این حادثه به انزجار ایشان نسبت به آن رژیم ظالم افزود و از همان زمان مصمم به مبارزه در راه پدر گردیدند. دورهٔ متوسطه به دبیرستان پهلوی (سمیه فعلی) واقع در خیابان ری رفتند و پس از اتمام دوره دبیرستان فکر حضور در حوزه و تحصیلات اسلامی در ایشان قوت پیدا کرد. بدین ترتیب در سن 14 سالگی در جنب دروس اسلامی، در مدرسه سپهسالار (قدیم) مشغول یادگیری مقدمات عرض و ادبیات شدند که یک سال بعد جامع‌المقدمات و سیوطی و حاشیه ملاعبدالله بر تهذيب المنطق تفتازاني و... را تدریس هم‌کردند. سپس به حلقات دروس عرفانی، اخلاقی و تفسیری آیت‌الله شاه‌آبادی بزرگوار، استاد امام خمینی در مسجد جمعه (جامع) تهران واقع در قلب بازار پیوستند و پس از مدتی به منزل ایشان واقع در کوچه مجاور مسجد و دیگر محافل درسشان رفتند. محور درسی آیت‌الله شاه‌آبادی، قرآن از ديدگاه عرفان و فلسفه و در همه صحبت‌های خود چه عرفانی و چه فلسفی و چه اخلاق آيهٔ متناسب موضوع را مطرح می‌كردند. درس‌ها و روش و منش استاد اعظم، شاه‌آبادی بر مبنای قرآن تأثیر بسزایی در ذهن و روح آیت‌الله صادقی گذاشت و از آن پس قرآن را در زندگی و کار و تحصیل کتاب مرجع و منبع قرار دادند. پس از چندی با مشورت استاد شاه‌آبادی تحصیل در مدرسه خان مروی (فخریه) واقع در خيابان ناصريه و بازار مروی را آغاز نمودند. در مدرسه مروی در ادبيات عرب تحصیل نموده و به محضر آيت‌الله حاج شيخ محمد حسين زاهد؛ استاد عظيم‌الشان اخلاق، و درس فقه آيت‌الله حاج شيخ ميرزا باقر آشتيانی، و دروس منطق و كلام آيت‌الله حاج سيد صدرالدين جزايری، و نيز درس فلسفه و دورهٔ شرح تجريد آيت‌الله حاج ميرزا مهدی آشتيانی از فلاسفه بزرگ و درجه اول شرق و همچنین درس آقا میرزا احمد آشتیانی (عموی ایشان) عارف و فیلسوف و فقیه بزرگ و... حاضر می‌شدند. مدتی هم در درس فلسفه آقای رفيعی شرکت داشتند. بدین ترتیب فلسفه را نزد بزرگان علمای فلسفه خواندند اما همواره با نگرانی از اینکه مبادا مسیر آموزش قرآن را از دست دهند و مانند خیلی از دوستان، فیلسوف شوند، با مراقبت از خود، همه این علوم را حاشیه‌ای بر تعلیمات معارف قرآنی قرار دادند، چرا که اعتقاد داشتند فلسفه، مغز‌های بدون محور قرآنی را به طرف خود جذب می‌کند و هم به دلیل عقلی و هم به دلیل کتاب و سنّت، چهار پنج مبنای اصلی آن را رد کردند. نشان صوری روحانیت و عمامه‌گذاری ایشان توسط آقای شاه آبادی صورت گرفت البته در مدرسه سپهسالار، آقای شیخ علی دبیری، استاد مقدمات، ایشان را به همراه ده، پانزده نفر از طلاب مدرسه ملبس به لباس روحانیت نمود. همزمان با جنگ جهانی و فرار رضا شاه و به تخت نشستن پهلوی دوم، محمد رضا، آیت‌الله صادقی در سال 1320 عازم قم شدند و در قسمت شمالی فیضیه همراه با آقای لاجوردی قمی و دیگر دوستان حجره داشتند ولیکن در مواقع تعطیلی حتی یک روز در هفته به تهران رفته و در درس استاد شاه آبادی شرکت می‌کردند. به مرور زمان ایام تحصیلی بیش از ایام تعطیلی گردید. خلأ دوری از منبع بزرگ فياض ناچارشان ساخت تا در قم شخصی از آن نمونه و سنخ را پیدا کنند، در نتیجه به کلاس درس امام خمینی رفته که علیرغم سن کم مطالب را به خوبی درک کرده و امام خمینی لقب شاه‌آبادی کوچک به ایشان دادند. در سال 1323 با ورود آیت‌الله بروجردی به قم در دروس ایشان نیز شرکتی فعال داشتند به طوری‌که در جلسات پاسخ استفتائات آیت‌الله بروجردی در مسائل فقیهه خود اتخاذ رأی می‌کردند. ایشان که خود را از کودکی به واسطه تعالیم استاد آیت‌الله شاه‌آبادی به قرآن مایل دیدند و متأسفانه حوزه علمیه قم را از درس‌های قرآنی و معارف مادی و معنوی آن خالی و کم‌عمق یافتند، از دیدن حوادث حاشیه‌ای تلخ، لطمه روحی سنگینی به ایشان وارد گردید. از این رو تصمیم گرفتتند همه علوم رایج در حوزه را بر اساس مبانی قرآنی برای خود دسته‌بندی و مبتنی بر بیان قرآن در منابر و سخنرانی‌های عمومی و خصوصی و تألیفاتشان ارائه نمایند. همین امر باعث شد که در بسیاری از مسائل نظری متفاوت با نظر دیگر فقها داشته باشند چرا که آنها بر مبنای درس استاد و روایات پیش می‌رفتند اما آیت‌الله صادقی همه آنها را عرض بر کتاب‌الله قرار می‌دادند. ایشان با وجود تجليل بسیار از آیت‌الله بروجردی و اساتيد فلسفه و عرفان و ساير اساتيد فقه و اصول خود، هیچ‌گاه همه فرمايشات آقايان را قبول نكرده و به خط مشی تمام آنها معترض بوده و می‌گفتند در بٌعد اينكه محور علوم اسلامی آنها آنطور كه شايد و بايد قرآن نبوده، مبتلا به آراء و فتاوای خلاف نص و يا خلاف ظاهر قرآن هستند. ایشان اعتقاد داشتند که طلاب حوزه‌های علمیه چه مبتدی باشند و چه متوسط و یا منتهی، باید محور اصلی تحصیلاتشان قرآن و در حاشیه آن سنّت قطعیه باشد و علوم رایج حوزوی نه تنها طلبه را به اسلام نزدیک تر نمی‌کند بلکه بسی او را از معارف قرآنی در ابعادی چند دور هم می‌کند و اگر بخواهیم کلمه لا اله الا الله در حوزه‌های علمیه نقش پیدا کند، نخست بایستی دروس و کتاب هایی که محور قرآنی ندارند، یا بدتر که محور ضد قرآنی دارند، از حوزه‌های درسی زدوده شوند. سپس به جای آنها معارف ناب قرآنی را که همچون آفتاب واضح و روشن و متجلی است، جایگزین نمایند و با تعلیم و تعلم قرآن عظیم دل‌های خود و دل‌های طلاب معارف قرآنی از این ظلمت‌ها و تاریکی‌های موجود نجات داده و با نور قرآن کریم آنها را جلا داده و متجلی سازند، تا به وسیله این نور، آنان مشعل‌داران اسلام بر پایه قرآن‌کریم گردند و راه چنان جریانی نخست این است که مطالبی از این کتاب‌ها را که بر خلاف قرآن‌کریم است و یا موافق آن نیست حذف کنند و سپس تألیفاتی نوین بر محور قرآن و سنّت جایگزین آنها کنند و این خود مسئولیتی بسیار مهم و حساس بر عهده مدرسان و شرع مداران است که حوزه‌ای صد در صد قرآنی بنا کنند. ایشان می‌گفتند: همه تناقضاتی که ـ در تفسیر تسلسلی یا موضوعی و چه در برگردان ترجمان قرآن ـ ‌پدید آمده پیامد ناشایستگی در شرایط تفسیر و ترجمه درست قرآن است که با ابزارهای برونی غیر مطلق انجام شده و از وسایل مطلق ربانی قرآن غفلت شده است. این ابزارها و علوم و عقول بیرونی که دائم در حال تغیر و تحول و منجر شدن به تضاد و اختلاف‌اند، نتیجه‌ای جز دگرگونی و پراکندگی افکار در این کتاب وحدت گرا ندارند، استفاده از این عوامل اجنبی از قرآن، این کتاب روشن و متین الهی را مجمع تناقضات و تضادها وانمود کرده است. در سال‌های حضور ایشان در قم آیت‌الله علامه طباطبایی نیز نقشی عظیم در استمرار درجات تفسیری، عرفانی، فلسفی، اخلاقی ایشان داشت. پس از 10 سال توقف مستمر در قم به تهران آمدند و در دو بعد علمی و سیاسی به فعالیت شدید پرداختند. در قیام ملی شدن نفت همکاری و همراهی بسیاری با آیت‌الله کاشانی داشتند و در جهت انعکاس دیدگاه‌های ایشان از هیچ کاری مضایقه نداشتند. سخنرانی‌های انقلابی ایراد کردند که این جلسات علاوه بر سعی در ملی شدن صنعت نفت نقش مذهبی نیز داشت و با این هدف سعی در آتش‌زدن استعمار داخلی و خارجی داشتند. در آن دوران علاوه بر جلسات سخنرانی هم تدریس و هم در دانشگاه کار می‌کردند که به توصیه آقای کاشانی امتحان مدرسی دادند که همراه با آقایان مطهری و شیخ مهدی حائری قبول شدند. بعد در دانشکده معقول و منقول (الهیات و معارف اسلامی) واقع در پل چوبی و در مدرسه سپهسالار تهران شرکت کردند. سال سوم تحصیل، هنگامی که مشغول اتمام دوره لیسانس بودند، قانونی وضع گردید تا با برگزاری 4 امتحان 4 مدرک لیسانس از جمله علوم قضایی، علوم تربیتی، تبلیغ و فقه بدهند که هر چهار امتحان را داده و چهار لیسانس گرفتند. ایشان سعی کردند تا در کلاس‌های دکترا نیز شرکت کنند تا زمانی به درد اسلام بخورد، دوره دکترا را گذراندند و به امر آیت‌الله بروجردی سه سال هم در دانشگاه تدریس کردند. تز دکترای ایشان در مورد ستارگان از دیدگاه قرآن بود. اساتید حاضر در جلسه دفاعیه آقایان راشد، مشکات و عامری (وزیر دادگستری) همه گفتند که ما از این موضوع سر در نمی‌آوریم، خودتان توضیح دهید که پس از توضیح ایشان، درجه فوق ممتاز را دادند. بعدها که تز دکترای ایشان به صورت کتاب به چاپ رسید، آیت‌الله علامه طباطبایی بعد از مطالعه کتاب گفتند: این کتاب نه دانشگاهی و نه حوزه‌ایست بلکه فقط قرآنی است. در فروردین 36 شمسی چاپ اول کتاب بشارات عهدین در مقابله با بهائیت منتشر شد و از لحاظ اینکه در آغاز نشر بشارات حدود 70 نسخه برای کلیسا‌ها و سفارتخانه‌های مهم مسیحی و... فرستاده شد، راه مناظرات و گفتگوهای بسیاری برای آیت‌الله صادقی گشوده شد. ایشان همچنین در مقابله با اندیشه‌های ماتریالیستی یا جهان‌بینی مادی عده‌ای از دانشجویان، جلسات بحث و پرسش و پاسخ ترتیب دادند که پس از برگزاری جلسات صحبت‌هایشان در حدود سیصد نسخه پلی کپی شد و در محیط دانشگاه، ادارات و غیره منتشر گردید و به جهت مراجعات و تأکیدات زیاد خوانندگان در مورد چاپ آن، به چاپ و انتشار آن مبادرت گردید. ایشان پس از دریافت دکترا به تدریس حکمت (فلسفه اسلامی) بر مبنای قرآن و سنّت مطابق با متن کتاب آفریده و آفریدگار پرداختند، همچنین در هفت نقطهٔ تهران جلساتی بر دو محور علمی و سیاسی علیه حکومت شاهنشاهی با حضور دانشجویان از جمله آقایان مصحح، عبودیت، غرضی و میثمی (نابینا)، مصحف، عابدی داشتند. جلسات بر محور نجوم قرآنی و سؤال و جواب بود ولی عمق قضیه برای به هم زدن تشکیلات رژیم بود و با نظر به کنترل اسلامی بر کل مطبوعات کشور، هفت جلسه را ادغام و هر کدام از برادران وظیفه داشتند که یک قسمت از مطبوعات را مطالعه کرده و گزارش دهند که البته عوامل شاه بسیار مزاحمت ایجاد کردند. در مساجد از جمله مسجد سرپولک با پيش نمازی حاج آقا محمد تقی اراكی بعد از نماز مغرب و عشا علیه شاه تدریس داشتند که دکتر چمران و برادرش نیز حضور داشتند. درس حساسی بود که جزوه‌هایی نیز به شرکت‌کنندگان داده می‌شد. همچنین هفته‌ای یک شب در مسجد امین‌السلطان، اول خیابان فردوسی در میدان فصلی (میدان توپخانه یا امام خمینی فعلی) جلسه داشتند. آیت‌الله صادقی در همه حال به دنبال اصلاح نظام اداری، اقتصادی، فکری کشور مبتنی بر احکام قرآن بوده و سعی داشتند با رفتار‌ صحیح اسلامی این رویکرد و دیدگاه را به عموم جامعه برسانند، چرا که به عقیده ایشان هر روحانی علیم و آگاه سیاسی باید به دنبال طرح اندیشه‌های قرآنی در جامعه باشد. ایشان می‌خواستند احکام الهی را از قول به فعل تبدیل کنند و به دنبال مرجعیت و کارهای تشریفاتی نبودند. همین منبر رفتن ها با نو آوری‌های علمی و سیاسی، باعث شد تا مورد تعقیب و تهدید و تحدید دستگاه ستمشاهی قرار گیرند. پس از فوت آیت‌الله کاشانی، با پخش اعلامیه و ایراد سخنرانی در اولین سالگرد آیت‌الله بروجردی در اعتراض به صحبت‌های شاه در 4 بهمن 1341هنگام اعطای اسناد مالكيت كشاورزان قم، و... از سوی ساواک محکوم به اعدام شدند که ناچار ایران را مخفیانه به قصد حج ترک نمودند. در عربستان نیز با پخش اعلامیه در مکه و مدینه بین عمره و حج دستگیر شدند و 13 روز در زندان شرطة العاصمة به سر بردند که با وساطت علما به خصوص آیت‌الله حکیم آزاد شدند و تحت‌الحفظ به عراق رفتند. در عراق نیز در جریان فعالیت‌ها، با مقدمات سفارت ایران در بغداد و کنسولگری ایران در کربلا، چند مرتبه هجوم و توطئه کردند که ایشان را دستگیر کنند، اما خداوند، با حفاظت ایشان به وسیله ظاهریش آیت‌الله خویی مانع از دستگیری ایشان شدند و ایشان حدود یک ماه در زیر زمین منزل آیت‌الله خویی مخفی بودند که از این فرصت استفاده نموده و تفسیر یک جزء قرآن را با تفسیر قرآن به قرآن نوشتند. پس از دو سه ماه جهت پایه ریزی‌های انقلاب در اروپا و شرق و قاهره به اتریش رفته و حدود دو ماه شب و روز با دانشجویان ایرانی و عرب جلسه داشتند. سخنرانی‌های ایشان در نجف دارای دو جهت (لون)، یکی لون سیاسی ضد شاهنشاهی و دیگری لون قرآنی داشت، به امید اینکه در اثر این سخنرانی‌ها عمق قرآنی به حوزه نجف داده شود که الحمدلله در اثر این سخنرانی‌ها، با وجود دو بُعد اجنبی، عده‌ای جذب و در اثر جذب این عده توانستند گروهی را در دو بعد سیاست ضد شاهنشاهی و بعد علمی ـ قرآنی بر خلاف امواج حوزه‌های علمیه نجف و قم تشکیل دهند. اگر یک ساعت صحبت می‌کردند شاید به 50 آیه قرآن استدلال و بحث طلبگی عمیق می‌کردند. به همین جهت از ایشان خواستند تا تدریس را در نجف آغاز کنند. گفتند: ابتدا از چه شروع می‌کنید؟ آیت‌الله صادقی جواب دادند: فقط قرآن. کتابی که جایش در این حوزه خالی است. سر درس تفسیر در خلال آیات قرآن به مناسبت آیات، مباحث سیاسی ضد شاهنشاهی و ضد کل سلطه‌های ظلم را نیز مطرح می‌کردند. بعد از مدتی جلسات تفسیر را به زبان فارسی در مسجد شیخ انصاری برگزار نمودند. و بعد از مدتی جلسه خطابه و قلم را پنچ‌شنبه شب‌ها بعد از نماز مغرب و عشاء به مدت دو الی سه ساعت در منزلشان اجرا نمودند. بر خلاف نظر فقها که 500 آیه مربوط به آیت الاحکام است، به عقیده ایشان بیش از 2000 آیه، آیت‌الاحکام است. چون بعضی از آیات در مطالعه قرآن به نظر فقها نرسیده است. ایشان بارها در حوزه استفتاء آیات عظام خویی، خمینی و... در بحث‌ها آیه خواندند که از ایشان پرسیدند: پس روایت آن چیست؟ گفتند: معلوم می‌شود که آیه آن قدر گنگ و بی دلالت است که نیاز به روایت دارد یعنی خدا اینقدر گنگ حرف زده که بنده‌اش نفهمد! پس چرا قرآن را فرستاد و در آن فرمود: للناس. پس یا ما نسناس هستیم و یا خدا ـ معاذ‌ الله ـ دروغ گفته. باید ناس شویم تا قرآن را بفهمیم چون نسناس‌ها نمی‌خواهند بفهمند. سال سوم حضورشان در نجف، از مسابقه تألیف کتاب در رابطه با امیرالمؤمنین با خبر شدند که به تحریر کتاب علیًّ والحاکمون همّت گماشتند تا اینکه با تیراژ بالایی در بیروت چاپ و منتشر گردید که به گفته خود ایشان 20 روز مطالبش را آماده و 30 روز هم کتاب را نوشتند، یعنی روزی 10 صفحه. آقای سید جواد شبّر، مدیر تشکیلات مسابقه، لوح تقدیری دال بر رتبهٔ اول شناخته شدن کتاب نزدشان آوردند اما در کربلا جلسه‌ای تشکیل شد که با سیاست عراق و مرجعیت‌ها، فقط از کتاب ایشان اسم بردند و کتاب سلیمان کتّانی را به عنوان رتبهٔ اول معرفی کردند. این کتاب در 100 هزار نسخه منتشر شد که تعداد صفحات آن در چاپ اول حدود 300 صفحه بود و در چاپ دوم با اضافه نمودن محاکمه خلفا، به 360 صفحه رسید که به الخلفا بین الکتاب والسنة معروف گردید. پس از گذشت حدود 2 سال از ورود آقای خمینی به نجف، جریان حمله اسرائیل و جنگ 6 روزه پیش آمد که آیت‌الله صادقی در مقابل اسرائیل و در رابطه با دولت‌های عربی سوریه، اردن و مصر و عراق سخنرانی‌هایی جهانی ایراد کردند. به مرور زمان درس ایشان را در عراق که بر خلاف موج حوزه بود و به عنوان یک درس حوزوی نمی‌پذیرفتند، نسبت به دیگر درس‌ها با جمعیت بیشتری رو به رو شد و بعد از مدتی حدود 700 الی 800 نفر از طلاب بلاد مختلف فارسی و عربی زبان با فکر آزاد و بر مبنای آیات مقدس قرآن، تفسیر درست و موازین صحیح را پخش نمودند. فقط جاذبه قرآن و با رنگ بی‌رنگی با قرآن کار کردن و تحمیل نکردن رنگ‌های حوزه‌ای بر قرآن، این جمعیت را جذب نمود. ایشان اعتقاد داشتند که "از مظلومیت‌ قرآن همین بس که هر فرد آشنا با قرآن، به بیسوادی متّهم است. وقتی من به دلیل قرآن و بر خلاف شهرت و خلاف اجماع رأی می‌دهم پذیرش آن برای حوزویان سخت است مثلاً رد کردن حرف‌های حاجی سبزواری بسیار برای آنها اشکال داشت چرا که مرحوم‌ها خدا می‌شوند، مانند عقاید یونانی‌های قدیم که هر کس بمیرد روحش جزو ارواح خدایان می‌شود. بله زنده بودن گناه است، من بارها به برادران عرض‌کردم که علت اینکه حوزه‌های ما به قرآن توجه ندارند این است که صاحبش مرحوم نیست، چون خدا زنده است و دیدنی هم نیست. بنابراین به کتاب او کاری نداریم. قرآن با وجود شمولیت عام، فقه و تفسیر و آیات‌الاحکامش در کل حوزه‌ها مظلوم است و ابعاد گوناگون علمی مورد بحث در حوزه‌ها محور قرآنی ندارد، به خصوص فقه قرآن که آنگونه که شاید و باید، بیان و به کار برده نشده. فقه قرآنی، فقه گویا است که همواره مستند به وحی شریعت خاتم است و فقط پویایی موضوعات را می‌پذیرد و نه پویایی احکام را و به این جهت هیچ‌گاه بن‌بستی ندارد و بدون ذره‌ای تغییر در احکام ثابت شریعت، همیشه پاسخگوی تمامی پرسش‌ها است. بعضی از فضلا به من گفتند: شما از قرآن چه طور این همه مسائل سیاسی آوردید؟ گفتم: من خیلی کم در آوردم، قرآن تمامش سیاست و رهبری علمی و عقیدتی است. به اصطلاح شما رهبری سیاسی، منتهی سیاسی صحیح است. قرآن در تمام ابعاد علمی دارای حرکت و موج است و امواج ضد را می‌شکند اما دروس آرام بحث‌های فقهی یا فلسفی یا...، علاوه بر عدم حرکت دهندگی، احیاناً جمود دهنده است و انسان را در مقابل شخصیت‌هایی ساخته‌شده به خصوص شخصیت‌های علمی فوت شده، همین طور جامد نگه می‌دارد. مرحوم فلان فرمودند، بنابراین من نباید بفهمم، من نباید چیزی بگویم. نباید فکر کنم. پس من زنده اولاً به جرم زنده بودن، ثانیاً به جرم یک نفر بودن، ثالثاً به جرم‌های دیگر حق ندارم که حرف‌هایی غیر از حرف‌های آن مرحوم‌ها بگویم. در نتیجه شکستن سدهای آزادی اجتهاد و فکرها، کار بسیار مشکلی است. پس اصل تفسیر قرآن ـ این کتاب اجنبی و غریب در حوزه‌ها ـ را آنگونه که خداوند ارائه فرموده، بیان‌کردن جرم است." کار شکنی‌ها و حسادت‌ها در برابر هدف والای ایشان، بسیار ناچیز و همه آنها را با دل و جان پذیرا بودند، چون تمام فعالیت‌های ایشان در راه خدا و برای رسیدن به حق صورت گرفت. ایشان برای استمرار قیام در دو بُعد سیاسی و قرآنی تصمیم به بر پایی نماز جمعه در نجف گرفتند، البته انجام آن بسیار سخت و از فعالیت‌های مهم بود. با آغاز اخراج ایرانیان از نجف اشرف و کل شهرهای عراق، آیت‌الله صادقی به بیروت هجرت کردند و جریان دو نهضت قرآنی و سیاسی به مدت پنج سال در بیروت نیز ادامه داشت و در جلسات سخنرانی با سعی بر بیان مطالب قرآنی، بحث‌های سازنده افکار صحیح اسلامی و سوزنده افکار غلط موجود در لبنان را مطرح می‌نمودند و در آخر بحث به سؤالات حاضرین پاسخ می‌دادند. در سخنرانی‌ها در دو بعد سلبی و ایجابی به موازات هم صحبت داشتند. در بعد سلبی از نظر علمی مباحث درسی طلاب و کارایی آنها پس از تحصیل، و از نظر سیاسی جنگ با چند جبهه ایران، عراق، اسرائیل و لبنان داشتند که بحث‌ها و صحبت‌ها رقم خورد. ایشان با شرکت در نماز جماعت، تشکیل شورای عالی شیعه، تشکیل نماز جمعه و نیز تألیفاتی نوین زمینه‌ای مناسب برای گفتگو با علمای ادیان دیگر را برای اثبات حقانیت اسلام قرآنی ایجاد نمودند. با شدت گرفتن جنگ داخلی لبنان، آیت‌الله صادقی آنجا را به قصد حجاز ترک نمودند. در آنجا با سخنرانی در مسجد‌الحرام، کلاس درس مکه برپا شد که ایشان بعد از رسول‌الله و ائمه معصومین،‌صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین اولین شیعه بودند که به طور رسمی در مسجد‌الحرام درس می‌دادند. در آن زمان شیخ عبدالله بن حُمَید با توجه به آشنایی با ایشان دستور داد مدرسین مسجد‌الحرام یک‌کلمه علیه شیعه و ائمه شیعه حرف نزنند این مسئله بسیار اهمیت داشت که در مسجـد‌الحرام و در خطبه جمعه نه تنها صحبتی علیه شیعه نمی‌شد، بلکه راجع به وحدت اسلامی حرف‌هایی زده می‌شد. در مکه نیز غافل از فعالیت‌های انقلابی نبودند و در زمان کشتار مردم قم و تبریز، روزهای جمعه به بهانه دعای ندبه سخنرانی هایی در این زمینه داشتند. در همین دعای ندبه بود که سخنرانی معروف و مشهور خود، توله رضاخان را داشتند که به جای یک دقیقه سکوت، یک دقیقه گریه کرده و بعد به طور مفصل صحبت‌کردند. گاهی اوقات بعضی تجار به آنجا آمده، تعداد زیادی از نوار سخنرانی‌های ایشان را تکثیر و به روش غیر قابل باوری به ایران و کل بلاد مسلمانان می‌بردند. ایشان در سال 57 برای دومین بار و به فاصله 17 سال دستگیر شدند و پس از آزادی به بیروت رفتند که پس از تثبیت موقعیت در لبنان، به فرانسه رفته تا امام خمینی را در نوفل‌لوشاتو ملاقات کنند. همچنین سفری به ایتالیا داشتند و در دانشگاه‌های ایتالیا سخنرانی کردند که در نتیجه موج عظیم بیداری و اگاهی در رابطه با لزوم تأسیس حکومت اسلامی ایجاد شد. پس از ورود امام به ایران ایشان نیز به وطن بازگشتند که علاوه بر سخنرانی‌هایی در سراسر ایران، قبل از اعلام رسمی نماز جمعه جمهوری اسلامی در مشهد و جمکران، دانشگاه صنعتی شریف و دانشگاه تهران نماز جمعه تشکیل دادند. ایشان به جهت مشورت‌هایی با امام خمینی و برای ریشه دار کردن نهضت و انقلاب قرآنی، در کارهای اجرایی شرکت نکرده و در قم اقامت نمودند و بر محور معارف قرآن دروس، تألیفات و خطابات خود را ادامه دادند. در جنگ ایران با عراق نیز سخنرانی مفصلی به دو زبان فارسی و عربی در آبادان داشتند که سه مرتبه از رادیو و تلویزیون آبادان پخش شد که در انتقاد به عربستان سعودی، کویت و عراق در رابطه با نپذیرفتن امام خمینی نیز صحبت‌هایی داشتند. حدود سال 67 با وقوع ماجرای سلمان رشدی و کتاب آیات شیطانی و فرمان اعدام او که امام خمینی به حکم شرعی صادر نمودند. کتابی با نام آیات رحمانی در پاسخ به گفته‌های او نوشتند تا در حقیقت اعدام افترائات او باشد. در سال 1367 پس‌از 10 سال اقامت در قم، تألیف 25 جلد از تفسیر سی‌جلدی الفرقان را، ضمن دو تدریس عربی و فارسی به اتمام رساندند. در این سی جلد سعی‌کردند که اگر نکته‌ای مغفول و یا خطایی مشهود نسبت به آیه‌ای از آیات قرآن در میان تفاسیر شیعه و سنی باشد، متذکر شوند. پس از تألیف تفسیر الفرقان سعی کردند که در رشته‌های تفسیری، فلسفی، فقهی و... آثاری تحقیقی قرآنی به چاپ رسانند که در همه این رشته ها با نظرات علمای مشهور شیعه و سنی اختلاف داشتند. در فقه، بیش از 500 فتوی بر مبنای قرآن و سنّت و مخالف با نظرات مشهور را در تبصرة‌الفقهاء آوردند و مبنای این اختلاف وسیع در کل علوم اسلامی را، آزاد اندیشی و تدبر بدون پیش‌فرض در قرآن مبین دانستند و خاطر نشان گردیدند که اگر علمای اسلام قرآن را درست بررسی‌کنند در صد اختلافشان با هم بسیار کم می‌گردد، گرچه این گونه فتاوای آنان بر خلاف اجماع و روایاتی هم باشد. در فلسفه نیز، ارکان فلسفه مرسوم حوزوی را مانند قدمت زمانی جهان و حدوث ذاتی آن، سنخیت خدا و آفریدگان بر مبنای ضرورت سنخیت علت و معلول، قاعده الواحد لا یَصدُرُ منه الا الواحد و... را بر خلاف برداشت‌های درست عقلی و قرآنی می‌دانستند. در منطق بشری اضافه بر اعتراضاتی چند، تعداد 66 تضاد، طبق حساب ابجدی الله،‌ را در میان نظرات منطقیان اعلام نموده و در حاشیه تفسیر الفرقان جلد دهم، در سورهٔ اعراف یادداشت کردند. در علم اصول نیز، بحث و تحقیق در مباحث الفاظ را نادرست می‌دانستند، چنانکه هیچ‌یک از علمای علوم تجربی نیز در بدیهیات لفظی بحث نمی‌کنند و می‌فرمودند اصول عملیّه هم از نصوص کتاب و سنّت پیداست. در نتیجه کتاب اصول‌الاستنباط را در زمینه مباحثی ضد اصول حوزوی نوشتند. از آنجا که اختلاف ایشان با اکثر علما در مسائل فقهی از سایر علوم بیشتر است، علاوه بر تفسیر الفرقان که در این مورد به تفصیل سخن رفته، کتاب‌های تبصرة‌الوسیله، علی شاطیء‌الجمعه، به زبان عربی و رسالهٔ توضیح‌المسائل نوین، فقه گویا، اسرار مناسک و ادله حج، مفت خواران و... را نوشتند که در آنها مباحث مهم فقهی قرآنی را مطرح کردند. از دیگر کتاب‌های ایشان می‌توان به نقدی بر دین پژوهی فلسفه معاصر (نقدی قرآنی بر كتاب‌های هرمنوتيك آقای دكتر محمد شبستری و قبض و بسط شريعت از آقای دكتر سروش)، انقلاب اسلامی 1920 عراق، حکومت قرآن، مسافران، برخورد دو جهان‌بینی، ماتریالیسم و متافیزیک، نماز جمعه و... اشاره نمود. ایشان در مرحله آخر تحقیقات قرآنی خویش، با احساس مسئولیتی عظیم ترجمه و تفسیر قرآن را به فارسی گرد آورده، که برای فارسی زبانان حجّت و بیانی روشنگر و برای سایر ترجمه‌های تفسیری پس از متن عربی قرآن اصل و بنیادی شایسته باشد و بررسی‌ها و دقت‌های عمیقی که در آن به کار برده شده به زبان‌های دیگر بازگردانده شود. ایشان در همه حال ابراز داشتند که با کمال تأسف با بررسی کامل و مکرر بهترین ترجمه‌های تفسیری فارسی قرآن و تفسیرهای مفصل، حتی از مراجعی تفسیردان ـ ‌تا چه رسد به دیگران ‌‌ـ اشتباه‌های کثیری در هر کدام از آنها دیده شده است. چه در معانی لغوی یا جملاتش و چه در فصاحت و بلاغت بی نظیرش و چه در انتخاب الفاظ نغز و پر مغزش و حتی در بازگرداندن ادبی آیاتش، زیرا قرآن چنانکه در لغت عربی زیباترین و زیبنده‌ترین بیان و معنی را در بر دارد، برگردانش نیز بایستی همچنان بهترین و معجزه آساترین برگردان باشد و بایستی با دقت و شرایط شایسته‌تری مورد توجه قرار گیرد. ترجمه تفسیری و برگردان درست قرآن بسی سخت‌تر و دقیق‌تر از تألیفات دیگر و حتی از تفسیر تفصیلی قرآن است و بایستی با شرایط ویژه‌ای صورت گیرد. به این گونه که با آشنایی کامل و سیر عمیق در تفسیر تسلسلی و موضوعی قرآن، که تفسیر قرآن به‌گونه‌ای شایسته باید با کمال باریک‌بینی و حقیقت‌نگری و با زدودن پیش‌فرض‌ها و انتظارات تحمیلی، تنها بر مبنای قرآن و با استفاده از ابزار ها و یافته‌های درونی آیات آن بدون در نظر گرفتن عوامل بیرونی و آراء و اقوال و نظرات تحمیلی این و آن انجام گیرد، که در نهایت نتیجهٔ چنین تفسیری رسیدن دقیق به مرادات الهی به‌گونه واحد شایسته و مستقیم است و رسایی‌های عمیق نهایی نیز با شورای علما و اندیشمندان قرآنی قابل دسترسی است که "و امرهم شوری بینهم" شور شایسته در این امر بایسته را لازم دانسته است. بنابراین آگاهی دقیق به لغت قرآن بر اساس تفسیر درونی و لغتی که به آن برگردان می‌شود لازم است، و نه توجه به دیگر لغات که احیاناً نارسا و یا ضد یکدیگر و یا بر خلاف حقیقتند. روی این مبانی تنها دانستن لغت قرآن و باز گرداندنش برای ارائه معانی مختصر آن کافی نیست چنانکه نوشتن رساله‌های عملیه، مرحله پایانی و نتیجه آخرین اجتهاد شایسته است از این والاتر و مهمتر باز گردان مختصر قرآن به زبانی دیگر است که اینگونه ترجمه از نظر معارف قرآنی جهان‌شمول است. بر این پایه عالمان و شرعمداران اسلامی هم ـ ‌بدون این شرایط ـ شایستگی ترجمه تفسیری قرآن را ندارند و حتی مفسران هم به سختی می‌توانند آن را به زبانی دیگر برگردانند تا چه رسد به دیگران که به صرف دانستن زبان عربی و زبانی دیگر برای ترجمان قرآن همت می‌گمارند زیرا این همه حقایق وحیانی را در قالب مختصر آوردن بسی دشوار و پر اهمیت است. در تفسیر مختصر ترجمان فرقان که ترجمه‌ای فشرده از تفسیر الفرقان است علاوه بر بررسی‌های بسیار دقیق در برگردان قرآن حتی سیمای وزن و صدای قرآنی هم به اندازه ممکن رعایت شده است. اعجاز ربانی در آخرین کلمات وحیانی نه تنها از نظر معنی بلکه از نظر وزن نیز به گونه‌ای معصومانه و نه معصوم نمودار شده است و در این کتاب تا سر حد توان و امکان اضافه بر رعایت معنوی الفاظ، فصاحت و بلاغت قرآنی رعایت شده است. بر حسب آیاتی از قرآن مانند ﴿واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا﴾ (آل‌عمران: 103)" چنان می‌نماید که با شرایط ممکنه می‌توان با بررسی کامل و دقت شامل در قرآن حداقل به عصمت علمی آن دست یافت. در نتیجه برای پویندگان و جویندگان معارف قرآن هرگز تفاوتی جز در بعد تکاملی نخواهد ماند، اگر هم تشابه اندکی در اثر عدم عصمت اینان به وجود آید، با ﴿و امرهم شوری بینهم﴾ (شوری: 73) برطرف می‌گردد و به محکم می‌رسد. تفسیر قرآن به معنای توضیح معانی پنهان آن نیست بلکه به معنای استفسا از آن است، مفسر قرآن در تفسیر آن، تنها مستفسر از قرآن است که آیات را به وسیله آیات دیگر بدون هیچ‌گونه پیش‌فرض علاقه یا انتظار و تحمیل بیان می‌کند و تنها در صدد تبیین قرآن با بیان خود قرآن بوده و با نادیده گرفتن افکار و انظار و اقوال غیر‌مطلق دیگران و تحمیلات علوم بشری (چه دینی و چه غیر دینی) با نظر صائب و راست نگر مقاصد الهی را جویا شوند به این ترتیب مفسر قرآن خداست و بس: ﴿و لا یأتونک بمثل الا جئناک بالحق و أحسن تفسیراٌ﴾ (الفرقان: 25،33) که قرآن خودآیت‌الله محمد صادقی تهرانی، در سال 1305 در محله گلوبندگ (چال حصار) نزدیک بازار تهران، متولد و در خانواده‌ای روحانی پرورش یافت. پدر ایشان حاج شیخ رضا لسان‌المحققین (لسان‌الواعظین) از بزرگان خطبای ایران و از سرسلسله علمداران معارض سلطنت پهلوی اولین معلم علم و عمل و راهنمای آیت‌الله صادقی، ایشان را در 5 سالگی به مدرسه اسلام واقع در گذر مستوفی فرستاد و از همان اوان کودکی ایشان را با معارف اسلام آشنا نمود. همزمان با پایان دوره دبستان و اخذ تصدیق 6 ابتدایی در اثر شکنجه‌ها و لطمات مبارزات، پدر بدرود حیات گفت. آیت‌الله صادقی که از سویدای دل نفرت عمیقی نسبت به پهلوی داشتند این حادثه به انزجار ایشان نسبت به آن رژیم ظالم افزود و از همان زمان مصمم به مبارزه در راه پدر گردیدند. دورهٔ متوسطه به دبیرستان پهلوی (سمیه فعلی) واقع در خیابان ری رفتند و پس از اتمام دوره دبیرستان فکر حضور در حوزه و تحصیلات اسلامی در ایشان قوت پیدا کرد. بدین ترتیب در سن 14 سالگی در جنب دروس اسلامی، در مدرسه سپهسالار (قدیم) مشغول یادگیری مقدمات عرض و ادبیات شدند که یک سال بعد جامع‌المقدمات و سیوطی و حاشیه ملاعبدالله بر تهذيب المنطق تفتازاني و... را تدریس هم‌کردند. سپس به حلقات دروس عرفانی، اخلاقی و تفسیری آیت‌الله شاه‌آبادی بزرگوار، استاد امام خمینی در مسجد جمعه (جامع) تهران واقع در قلب بازار پیوستند و پس از مدتی به منزل ایشان واقع در کوچه مجاور مسجد و دیگر محافل درسشان رفتند. محور درسی آیت‌الله شاه‌آبادی، قرآن از ديدگاه عرفان و فلسفه و در همه صحبت‌های خود چه عرفانی و چه فلسفی و چه اخلاق آيهٔ متناسب موضوع را مطرح می‌كردند. درس‌ها و روش و منش استاد اعظم، شاه‌آبادی بر مبنای قرآن تأثیر بسزایی در ذهن و روح آیت‌الله صادقی گذاشت و از آن پس قرآن را در زندگی و کار و تحصیل کتاب مرجع و منبع قرار دادند. پس از چندی با مشورت استاد شاه‌آبادی تحصیل در مدرسه خان مروی (فخریه) واقع در خيابان ناصريه و بازار مروی را آغاز نمودند. در مدرسه مروی در ادبيات عرب تحصیل نموده و به محضر آيت‌الله حاج شيخ محمد حسين زاهد؛ استاد عظيم‌الشان اخلاق، و درس فقه آيت‌الله حاج شيخ ميرزا باقر آشتيانی، و دروس منطق و كلام آيت‌الله حاج سيد صدرالدين جزايری، و نيز درس فلسفه و دورهٔ شرح تجريد آيت‌الله حاج ميرزا مهدی آشتيانی از فلاسفه بزرگ و درجه اول شرق و همچنین درس آقا میرزا احمد آشتیانی (عموی ایشان) عارف و فیلسوف و فقیه بزرگ و... حاضر می‌شدند. مدتی هم در درس فلسفه آقای رفيعی شرکت داشتند. بدین ترتیب فلسفه را نزد بزرگان علمای فلسفه خواندند اما همواره با نگرانی از اینکه مبادا مسیر آموزش قرآن را از دست دهند و مانند خیلی از دوستان، فیلسوف شوند، با مراقبت از خود، همه این علوم را حاشیه‌ای بر تعلیمات معارف قرآنی قرار دادند، چرا که اعتقاد داشتند فلسفه، مغز‌های بدون محور قرآنی را به طرف خود جذب می‌کند و هم به دلیل عقلی و هم به دلیل کتاب و سنّت، چهار پنج مبنای اصلی آن را رد کردند. نشان صوری روحانیت و عمامه‌گذاری ایشان توسط آقای شاه آبادی صورت گرفت البته در مدرسه سپهسالار، آقای شیخ علی دبیری، استاد مقدمات، ایشان را به همراه ده، پانزده نفر از طلاب مدرسه ملبس به لباس روحانیت نمود. همزمان با جنگ جهانی و فرار رضا شاه و به تخت نشستن پهلوی دوم، محمد رضا، آیت‌الله صادقی در سال 1320 عازم قم شدند و در قسمت شمالی فیضیه همراه با آقای لاجوردی قمی و دیگر دوستان حجره داشتند ولیکن در مواقع تعطیلی حتی یک روز در هفته به تهران رفته و در درس استاد شاه آبادی شرکت می‌کردند. به مرور زمان ایام تحصیلی بیش از ایام تعطیلی گردید. خلأ دوری از منبع بزرگ فياض ناچارشان ساخت تا در قم شخصی از آن نمونه و سنخ را پیدا کنند، در نتیجه به کلاس درس امام خمینی رفته که علیرغم سن کم مطالب را به خوبی درک کرده و امام خمینی لقب شاه‌آبادی کوچک به ایشان دادند. در سال 1323 با ورود آیت‌الله بروجردی به قم در دروس ایشان نیز شرکتی فعال داشتند به طوری‌که در جلسات پاسخ استفتائات آیت‌الله بروجردی در مسائل فقیهه خود اتخاذ رأی می‌کردند. ایشان که خود را از کودکی به واسطه تعالیم استاد آیت‌الله شاه‌آبادی به قرآن مایل دیدند و متأسفانه حوزه علمیه قم را از درس‌های قرآنی و معارف مادی و معنوی آن خالی و کم‌عمق یافتند، از دیدن حوادث حاشیه‌ای تلخ، لطمه روحی سنگینی به ایشان وارد گردید. از این رو تصمیم گرفتتند همه علوم رایج در حوزه را بر اساس مبانی قرآنی برای خود دسته‌بندی و مبتنی بر بیان قرآن در منابر و سخنرانی‌های عمومی و خصوصی و تألیفاتشان ارائه نمایند. همین امر باعث شد که در بسیاری از مسائل نظری متفاوت با نظر دیگر فقها داشته باشند چرا که آنها بر مبنای درس استاد و روایات پیش می‌رفتند اما آیت‌الله صادقی همه آنها را عرض بر کتاب‌الله قرار می‌دادند. ایشان با وجود تجليل بسیار از آیت‌الله بروجردی و اساتيد فلسفه و عرفان و ساير اساتيد فقه و اصول خود، هیچ‌گاه همه فرمايشات آقايان را قبول نكرده و به خط مشی تمام آنها معترض بوده و می‌گفتند در بٌعد اينكه محور علوم اسلامی آنها آنطور كه شايد و بايد قرآن نبوده، مبتلا به آراء و فتاوای خلاف نص و يا خلاف ظاهر قرآن هستند. ایشان اعتقاد داشتند که طلاب حوزه‌های علمیه چه مبتدی باشند و چه متوسط و یا منتهی، باید محور اصلی تحصیلاتشان قرآن و در حاشیه آن سنّت قطعیه باشد و علوم رایج حوزوی نه تنها طلبه را به اسلام نزدیک تر نمی‌کند بلکه بسی او را از معارف قرآنی در ابعادی چند دور هم می‌کند و اگر بخواهیم کلمه لا اله الا الله در حوزه‌های علمیه نقش پیدا کند، نخست بایستی دروس و کتاب هایی که محور قرآنی ندارند، یا بدتر که محور ضد قرآنی دارند، از حوزه‌های درسی زدوده شوند. سپس به جای آنها معارف ناب قرآنی را که همچون آفتاب واضح و روشن و متجلی است، جایگزین نمایند و با تعلیم و تعلم قرآن عظیم دل‌های خود و دل‌های طلاب معارف قرآنی از این ظلمت‌ها و تاریکی‌های موجود نجات داده و با نور قرآن کریم آنها را جلا داده و متجلی سازند، تا به وسیله این نور، آنان مشعل‌داران اسلام بر پایه قرآن‌کریم گردند و راه چنان جریانی نخست این است که مطالبی از این کتاب‌ها را که بر خلاف قرآن‌کریم است و یا موافق آن نیست حذف کنند و سپس تألیفاتی نوین بر محور قرآن و سنّت جایگزین آنها کنند و این خود مسئولیتی بسیار مهم و حساس بر عهده مدرسان و شرع مداران است که حوزه‌ای صد در صد قرآنی بنا کنند. ایشان می‌گفتند: همه تناقضاتی که ـ در تفسیر تسلسلی یا موضوعی و چه در برگردان ترجمان قرآن ـ ‌پدید آمده پیامد ناشایستگی در شرایط تفسیر و ترجمه درست قرآن است که با ابزارهای برونی غیر مطلق انجام شده و از وسایل مطلق ربانی قرآن غفلت شده است. این ابزارها و علوم و عقول بیرونی که دائم در حال تغیر و تحول و منجر شدن به تضاد و اختلاف‌اند، نتیجه‌ای جز دگرگونی و پراکندگی افکار در این کتاب وحدت گرا ندارند، استفاده از این عوامل اجنبی از قرآن، این کتاب روشن و متین الهی را مجمع تناقضات و تضادها وانمود کرده است. در سال‌های حضور ایشان در قم آیت‌الله علامه طباطبایی نیز نقشی عظیم در استمرار درجات تفسیری، عرفانی، فلسفی، اخلاقی ایشان داشت. پس از 10 سال توقف مستمر در قم به تهران آمدند و در دو بعد علمی و سیاسی به فعالیت شدید پرداختند. در قیام ملی شدن نفت همکاری و همراهی بسیاری با آیت‌الله کاشانی داشتند و در جهت انعکاس دیدگاه‌های ایشان از هیچ کاری مضایقه نداشتند. سخنرانی‌های انقلابی ایراد کردند که این جلسات علاوه بر سعی در ملی شدن صنعت نفت نقش مذهبی نیز داشت و با این هدف سعی در آتش‌زدن استعمار داخلی و خارجی داشتند. در آن دوران علاوه بر جلسات سخنرانی هم تدریس و هم در دانشگاه کار می‌کردند که به توصیه آقای کاشانی امتحان مدرسی دادند که همراه با آقایان مطهری و شیخ مهدی حائری قبول شدند. بعد در دانشکده معقول و منقول (الهیات و معارف اسلامی) واقع در پل چوبی و در مدرسه سپهسالار تهران شرکت کردند. سال سوم تحصیل، هنگامی که مشغول اتمام دوره لیسانس بودند، قانونی وضع گردید تا با برگزاری 4 امتحان 4 مدرک لیسانس از جمله علوم قضایی، علوم تربیتی، تبلیغ و فقه بدهند که هر چهار امتحان را داده و چهار لیسانس گرفتند. ایشان سعی کردند تا در کلاس‌های دکترا نیز شرکت کنند تا زمانی به درد اسلام بخورد، دوره دکترا را گذراندند و به امر آیت‌الله بروجردی سه سال هم در دانشگاه تدریس کردند. تز دکترای ایشان در مورد ستارگان از دیدگاه قرآن بود. اساتید حاضر در جلسه دفاعیه آقایان راشد، مشکات و عامری (وزیر دادگستری) همه گفتند که ما از این موضوع سر در نمی‌آوریم، خودتان توضیح دهید که پس از توضیح ایشان، درجه فوق ممتاز را دادند. بعدها که تز دکترای ایشان به صورت کتاب به چاپ رسید، آیت‌الله علامه طباطبایی بعد از مطالعه کتاب گفتند: این کتاب نه دانشگاهی و نه حوزه‌ایست بلکه فقط قرآنی است. در فروردین 36 شمسی چاپ اول کتاب بشارات عهدین در مقابله با بهائیت منتشر شد و از لحاظ اینکه در آغاز نشر بشارات حدود 70 نسخه برای کلیسا‌ها و سفارتخانه‌های مهم مسیحی و... فرستاده شد، راه مناظرات و گفتگوهای بسیاری برای آیت‌الله صادقی گشوده شد. ایشان همچنین در مقابله با اندیشه‌های ماتریالیستی یا جهان‌بینی مادی عده‌ای از دانشجویان، جلسات بحث و پرسش و پاسخ ترتیب دادند که پس از برگزاری جلسات صحبت‌هایشان در حدود سیصد نسخه پلی کپی شد و در محیط دانشگاه، ادارات و غیره منتشر گردید و به جهت مراجعات و تأکیدات زیاد خوانندگان در مورد چاپ آن، به چاپ و انتشار آن مبادرت گردید. ایشان پس از دریافت دکترا به تدریس حکمت (فلسفه اسلامی) بر مبنای قرآن و سنّت مطابق با متن کتاب آفریده و آفریدگار پرداختند، همچنین در هفت نقطهٔ تهران جلساتی بر دو محور علمی و سیاسی علیه حکومت شاهنشاهی با حضور دانشجویان از جمله آقایان مصحح، عبودیت، غرضی و میثمی (نابینا)، مصحف، عابدی داشتند. جلسات بر محور نجوم قرآنی و سؤال و جواب بود ولی عمق قضیه برای به هم زدن تشکیلات رژیم بود و با نظر به کنترل اسلامی بر کل مطبوعات کشور، هفت جلسه را ادغام و هر کدام از برادران وظیفه داشتند که یک قسمت از مطبوعات را مطالعه کرده و گزارش دهند که البته عوامل شاه بسیار مزاحمت ایجاد کردند. در مساجد از جمله مسجد سرپولک با پيش نمازی حاج آقا محمد تقی اراكی بعد از نماز مغرب و عشا علیه شاه تدریس داشتند که دکتر چمران و برادرش نیز حضور داشتند. درس حساسی بود که جزوه‌هایی نیز به شرکت‌کنندگان داده می‌شد. همچنین هفته‌ای یک شب در مسجد امین‌السلطان، اول خیابان فردوسی در میدان فصلی (میدان توپخانه یا امام خمینی فعلی) جلسه داشتند. آیت‌الله صادقی در همه حال به دنبال اصلاح نظام اداری، اقتصادی، فکری کشور مبتنی بر احکام قرآن بوده و سعی داشتند با رفتار‌ صحیح اسلامی این رویکرد و دیدگاه را به عموم جامعه برسانند، چرا که به عقیده ایشان هر روحانی علیم و آگاه سیاسی باید به دنبال طرح اندیشه‌های قرآنی در جامعه باشد. ایشان می‌خواستند احکام الهی را از قول به فعل تبدیل کنند و به دنبال مرجعیت و کارهای تشریفاتی نبودند. همین منبر رفتن ها با نو آوری‌های علمی و سیاسی، باعث شد تا مورد تعقیب و تهدید و تحدید دستگاه ستمشاهی قرار گیرند. پس از فوت آیت‌الله کاشانی، با پخش اعلامیه و ایراد سخنرانی در اولین سالگرد آیت‌الله بروجردی در اعتراض به صحبت‌های شاه در 4 بهمن 1341هنگام اعطای اسناد مالكيت كشاورزان قم، و... از سوی ساواک محکوم به اعدام شدند که ناچار ایران را مخفیانه به قصد حج ترک نمودند. در عربستان نیز با پخش اعلامیه در مکه و مدینه بین عمره و حج دستگیر شدند و 13 روز در زندان شرطة العاصمة به سر بردند که با وساطت علما به خصوص آیت‌الله حکیم آزاد شدند و تحت‌الحفظ به عراق رفتند. در عراق نیز در جریان فعالیت‌ها، با مقدمات سفارت ایران در بغداد و کنسولگری ایران در کربلا، چند مرتبه هجوم و توطئه کردند که ایشان را دستگیر کنند، اما خداوند، با حفاظت ایشان به وسیله ظاهریش آیت‌الله خویی مانع از دستگیری ایشان شدند و ایشان حدود یک ماه در زیر زمین منزل آیت‌الله خویی مخفی بودند که از این فرصت استفاده نموده و تفسیر یک جزء قرآن را با تفسیر قرآن به قرآن نوشتند. پس از دو سه ماه جهت پایه ریزی‌های انقلاب در اروپا و شرق و قاهره به اتریش رفته و حدود دو ماه شب و روز با دانشجویان ایرانی و عرب جلسه داشتند. سخنرانی‌های ایشان در نجف دارای دو جهت (لون)، یکی لون سیاسی ضد شاهنشاهی و دیگری لون قرآنی داشت، به امید اینکه در اثر این سخنرانی‌ها عمق قرآنی به حوزه نجف داده شود که الحمدلله در اثر این سخنرانی‌ها، با وجود دو بُعد اجنبی، عده‌ای جذب و در اثر جذب این عده توانستند گروهی را در دو بعد سیاست ضد شاهنشاهی و بعد علمی ـ قرآنی بر خلاف امواج حوزه‌های علمیه نجف و قم تشکیل دهند. اگر یک ساعت صحبت می‌کردند شاید به 50 آیه قرآن استدلال و بحث طلبگی عمیق می‌کردند. به همین جهت از ایشان خواستند تا تدریس را در نجف آغاز کنند. گفتند: ابتدا از چه شروع می‌کنید؟ آیت‌الله صادقی جواب دادند: فقط قرآن. کتابی که جایش در این حوزه خالی است. سر درس تفسیر در خلال آیات قرآن به مناسبت آیات، مباحث سیاسی ضد شاهنشاهی و ضد کل سلطه‌های ظلم را نیز مطرح می‌کردند. بعد از مدتی جلسات تفسیر را به زبان فارسی در مسجد شیخ انصاری برگزار نمودند. و بعد از مدتی جلسه خطابه و قلم را پنچ‌شنبه شب‌ها بعد از نماز مغرب و عشاء به مدت دو الی سه ساعت در منزلشان اجرا نمودند. بر خلاف نظر فقها که 500 آیه مربوط به آیت الاحکام است، به عقیده ایشان بیش از 2000 آیه، آیت‌الاحکام است. چون بعضی از آیات در مطالعه قرآن به نظر فقها نرسیده است. ایشان بارها در حوزه استفتاء آیات عظام خویی، خمینی و... در بحث‌ها آیه خواندند که از ایشان پرسیدند: پس روایت آن چیست؟ گفتند: معلوم می‌شود که آیه آن قدر گنگ و بی دلالت است که نیاز به روایت دارد یعنی خدا اینقدر گنگ حرف زده که بنده‌اش نفهمد! پس چرا قرآن را فرستاد و در آن فرمود: للناس. پس یا ما نسناس هستیم و یا خدا ـ معاذ‌ الله ـ دروغ گفته. باید ناس شویم تا قرآن را بفهمیم چون نسناس‌ها نمی‌خواهند بفهمند. سال سوم حضورشان در نجف، از مسابقه تألیف کتاب در رابطه با امیرالمؤمنین با خبر شدند که به تحریر کتاب علیًّ والحاکمون همّت گماشتند تا اینکه با تیراژ بالایی در بیروت چاپ و منتشر گردید که به گفته خود ایشان 20 روز مطالبش را آماده و 30 روز هم کتاب را نوشتند، یعنی روزی 10 صفحه. آقای سید جواد شبّر، مدیر تشکیلات مسابقه، لوح تقدیری دال بر رتبهٔ اول شناخته شدن کتاب نزدشان آوردند اما در کربلا جلسه‌ای تشکیل شد که با سیاست عراق و مرجعیت‌ها، فقط از کتاب ایشان اسم بردند و کتاب سلیمان کتّانی را به عنوان رتبهٔ اول معرفی کردند. این کتاب در 100 هزار نسخه منتشر شد که تعداد صفحات آن در چاپ اول حدود 300 صفحه بود و در چاپ دوم با اضافه نمودن محاکمه خلفا، به 360 صفحه رسید که به الخلفا بین الکتاب والسنة معروف گردید. پس از گذشت حدود 2 سال از ورود آقای خمینی به نجف، جریان حمله اسرائیل و جنگ 6 روزه پیش آمد که آیت‌الله صادقی در مقابل اسرائیل و در رابطه با دولت‌های عربی سوریه، اردن و مصر و عراق سخنرانی‌هایی جهانی ایراد کردند. به مرور زمان درس ایشان را در عراق که بر خلاف موج حوزه بود و به عنوان یک درس حوزوی نمی‌پذیرفتند، نسبت به دیگر درس‌ها با جمعیت بیشتری رو به رو شد و بعد از مدتی حدود 700 الی 800 نفر از طلاب بلاد مختلف فارسی و عربی زبان با فکر آزاد و بر مبنای آیات مقدس قرآن، تفسیر درست و موازین صحیح را پخش نمودند. فقط جاذبه قرآن و با رنگ بی‌رنگی با قرآن کار کردن و تحمیل نکردن رنگ‌های حوزه‌ای بر قرآن، این جمعیت را جذب نمود. ایشان اعتقاد داشتند که "از مظلومیت‌ قرآن همین بس که هر فرد آشنا با قرآن، به بیسوادی متّهم است. وقتی من به دلیل قرآن و بر خلاف شهرت و خلاف اجماع رأی می‌دهم پذیرش آن برای حوزویان سخت است مثلاً رد کردن حرف‌های حاجی سبزواری بسیار برای آنها اشکال داشت چرا که مرحوم‌ها خدا می‌شوند، مانند عقاید یونانی‌های قدیم که هر کس بمیرد روحش جزو ارواح خدایان می‌شود. بله زنده بودن گناه است، من بارها به برادران عرض‌کردم که علت اینکه حوزه‌های ما به قرآن توجه ندارند این است که صاحبش مرحوم نیست، چون خدا زنده است و دیدنی هم نیست. بنابراین به کتاب او کاری نداریم. قرآن با وجود شمولیت عام، فقه و تفسیر و آیات‌الاحکامش در کل حوزه‌ها مظلوم است و ابعاد گوناگون علمی مورد بحث در حوزه‌ها محور قرآنی ندارد، به خصوص فقه قرآن که آنگونه که شاید و باید، بیان و به کار برده نشده. فقه قرآنی، فقه گویا است که همواره مستند به وحی شریعت خاتم است و فقط پویایی موضوعات را می‌پذیرد و نه پویایی احکام را و به این جهت هیچ‌گاه بن‌بستی ندارد و بدون ذره‌ای تغییر در احکام ثابت شریعت، همیشه پاسخگوی تمامی پرسش‌ها است. بعضی از فضلا به من گفتند: شما از قرآن چه طور این همه مسائل سیاسی آوردید؟ گفتم: من خیلی کم در آوردم، قرآن تمامش سیاست و رهبری علمی و عقیدتی است. به اصطلاح شما رهبری سیاسی، منتهی سیاسی صحیح است. قرآن در تمام ابعاد علمی دارای حرکت و موج است و امواج ضد را می‌شکند اما دروس آرام بحث‌های فقهی یا فلسفی یا...، علاوه بر عدم حرکت دهندگی، احیاناً جمود دهنده است و انسان را در مقابل شخصیت‌هایی ساخته‌شده به خصوص شخصیت‌های علمی فوت شده، همین طور جامد نگه می‌دارد. مرحوم فلان فرمودند، بنابراین من نباید بفهمم، من نباید چیزی بگویم. نباید فکر کنم. پس من زنده اولاً به جرم زنده بودن، ثانیاً به جرم یک نفر بودن، ثالثاً به جرم‌های دیگر حق ندارم که حرف‌هایی غیر از حرف‌های آن مرحوم‌ها بگویم. در نتیجه شکستن سدهای آزادی اجتهاد و فکرها، کار بسیار مشکلی است. پس اصل تفسیر قرآن ـ این کتاب اجنبی و غریب در حوزه‌ها ـ را آنگونه که خداوند ارائه فرموده، بیان‌کردن جرم است." کار شکنی‌ها و حسادت‌ها در برابر هدف والای ایشان، بسیار ناچیز و همه آنها را با دل و جان پذیرا بودند، چون تمام فعالیت‌های ایشان در راه خدا و برای رسیدن به حق صورت گرفت. ایشان برای استمرار قیام در دو بُعد سیاسی و قرآنی تصمیم به بر پایی نماز جمعه در نجف گرفتند، البته انجام آن بسیار سخت و از فعالیت‌های مهم بود. با آغاز اخراج ایرانیان از نجف اشرف و کل شهرهای عراق، آیت‌الله صادقی به بیروت هجرت کردند و جریان دو نهضت قرآنی و سیاسی به مدت پنج سال در بیروت نیز ادامه داشت و در جلسات سخنرانی با سعی بر بیان مطالب قرآنی، بحث‌های سازنده افکار صحیح اسلامی و سوزنده افکار غلط موجود در لبنان را مطرح می‌نمودند و در آخر بحث به سؤالات حاضرین پاسخ می‌دادند. در سخنرانی‌ها در دو بعد سلبی و ایجابی به موازات هم صحبت داشتند. در بعد سلبی از نظر علمی مباحث درسی طلاب و کارایی آنها پس از تحصیل، و از نظر سیاسی جنگ با چند جبهه ایران، عراق، اسرائیل و لبنان داشتند که بحث‌ها و صحبت‌ها رقم خورد. ایشان با شرکت در نماز جماعت، تشکیل شورای عالی شیعه، تشکیل نماز جمعه و نیز تألیفاتی نوین زمینه‌ای مناسب برای گفتگو با علمای ادیان دیگر را برای اثبات حقانیت اسلام قرآنی ایجاد نمودند. با شدت گرفتن جنگ داخلی لبنان، آیت‌الله صادقی آنجا را به قصد حجاز ترک نمودند. در آنجا با سخنرانی در مسجد‌الحرام، کلاس درس مکه برپا شد که ایشان بعد از رسول‌الله و ائمه معصومین،‌صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین اولین شیعه بودند که به طور رسمی در مسجد‌الحرام درس می‌دادند. در آن زمان شیخ عبدالله بن حُمَید با توجه به آشنایی با ایشان دستور داد مدرسین مسجد‌الحرام یک‌کلمه علیه شیعه و ائمه شیعه حرف نزنند این مسئله بسیار اهمیت داشت که در مسجـد‌الحرام و در خطبه جمعه نه تنها صحبتی علیه شیعه نمی‌شد، بلکه راجع به وحدت اسلامی حرف‌هایی زده می‌شد. در مکه نیز غافل از فعالیت‌های انقلابی نبودند و در زمان کشتار مردم قم و تبریز، روزهای جمعه به بهانه دعای ندبه سخنرانی هایی در این زمینه داشتند. در همین دعای ندبه بود که سخنرانی معروف و مشهور خود، توله رضاخان را داشتند که به جای یک دقیقه سکوت، یک دقیقه گریه کرده و بعد به طور مفصل صحبت‌کردند. گاهی اوقات بعضی تجار به آنجا آمده، تعداد زیادی از نوار سخنرانی‌های ایشان را تکثیر و به روش غیر قابل باوری به ایران و کل بلاد مسلمانان می‌بردند. ایشان در سال 57 برای دومین بار و به فاصله 17 سال دستگیر شدند و پس از آزادی به بیروت رفتند که پس از تثبیت موقعیت در لبنان، به فرانسه رفته تا امام خمینی را در نوفل‌لوشاتو ملاقات کنند. همچنین سفری به ایتالیا داشتند و در دانشگاه‌های ایتالیا سخنرانی کردند که در نتیجه موج عظیم بیداری و اگاهی در رابطه با لزوم تأسیس حکومت اسلامی ایجاد شد. پس از ورود امام به ایران ایشان نیز به وطن بازگشتند که علاوه بر سخنرانی‌هایی در سراسر ایران، قبل از اعلام رسمی نماز جمعه جمهوری اسلامی در مشهد و جمکران، دانشگاه صنعتی شریف و دانشگاه تهران نماز جمعه تشکیل دادند. ایشان به جهت مشورت‌هایی با امام خمینی و برای ریشه دار کردن نهضت و انقلاب قرآنی، در کارهای اجرایی شرکت نکرده و در قم اقامت نمودند و بر محور معارف قرآن دروس، تألیفات و خطابات خود را ادامه دادند. در جنگ ایران با عراق نیز سخنرانی مفصلی به دو زبان فارسی و عربی در آبادان داشتند که سه مرتبه از رادیو و تلویزیون آبادان پخش شد که در انتقاد به عربستان سعودی، کویت و عراق در رابطه با نپذیرفتن امام خمینی نیز صحبت‌هایی داشتند. حدود سال 67 با وقوع ماجرای سلمان رشدی و کتاب آیات شیطانی و فرمان اعدام او که امام خمینی به حکم شرعی صادر نمودند. کتابی با نام آیات رحمانی در پاسخ به گفته‌های او نوشتند تا در حقیقت اعدام افترائات او باشد. در سال 1367 پس‌از 10 سال اقامت در قم، تألیف 25 جلد از تفسیر سی‌جلدی الفرقان را، ضمن دو تدریس عربی و فارسی به اتمام رساندند. در این سی جلد سعی‌کردند که اگر نکته‌ای مغفول و یا خطایی مشهود نسبت به آیه‌ای از آیات قرآن در میان تفاسیر شیعه و سنی باشد، متذکر شوند. پس از تألیف تفسیر الفرقان سعی کردند که در رشته‌های تفسیری، فلسفی، فقهی و... آثاری تحقیقی قرآنی به چاپ رسانند که در همه این رشته ها با نظرات علمای مشهور شیعه و سنی اختلاف داشتند. در فقه، بیش از 500 فتوی بر مبنای قرآن و سنّت و مخالف با نظرات مشهور را در تبصرة‌الفقهاء آوردند و مبنای این اختلاف وسیع در کل علوم اسلامی را، آزاد اندیشی و تدبر بدون پیش‌فرض در قرآن مبین دانستند و خاطر نشان گردیدند که اگر علمای اسلام قرآن را درست بررسی‌کنند در صد اختلافشان با هم بسیار کم می‌گردد، گرچه این گونه فتاوای آنان بر خلاف اجماع و روایاتی هم باشد. در فلسفه نیز، ارکان فلسفه مرسوم حوزوی را مانند قدمت زمانی جهان و حدوث ذاتی آن، سنخیت خدا و آفریدگان بر مبنای ضرورت سنخیت علت و معلول، قاعده الواحد لا یَصدُرُ منه الا الواحد و... را بر خلاف برداشت‌های درست عقلی و قرآنی می‌دانستند. در منطق بشری اضافه بر اعتراضاتی چند، تعداد 66 تضاد، طبق حساب ابجدی الله،‌ را در میان نظرات منطقیان اعلام نموده و در حاشیه تفسیر الفرقان جلد دهم، در سورهٔ اعراف یادداشت کردند. در علم اصول نیز، بحث و تحقیق در مباحث الفاظ را نادرست می‌دانستند، چنانکه هیچ‌یک از علمای علوم تجربی نیز در بدیهیات لفظی بحث نمی‌کنند و می‌فرمودند اصول عملیّه هم از نصوص کتاب و سنّت پیداست. در نتیجه کتاب اصول‌الاستنباط را در زمینه مباحثی ضد اصول حوزوی نوشتند. از آنجا که اختلاف ایشان با اکثر علما در مسائل فقهی از سایر علوم بیشتر است، علاوه بر تفسیر الفرقان که در این مورد به تفصیل سخن رفته، کتاب‌های تبصرة‌الوسیله، علی شاطیء‌الجمعه، به زبان عربی و رسالهٔ توضیح‌المسائل نوین، فقه گویا، اسرار مناسک و ادله حج، مفت خواران و... را نوشتند که در آنها مباحث مهم فقهی قرآنی را مطرح کردند. از دیگر کتاب‌های ایشان می‌توان به نقدی بر دین پژوهی فلسفه معاصر (نقدی قرآنی بر كتاب‌های هرمنوتيك آقای دكتر محمد شبستری و قبض و بسط شريعت از آقای دكتر سروش)، انقلاب اسلامی 1920 عراق، حکومت قرآن، مسافران، برخورد دو جهان‌بینی، ماتریالیسم و متافیزیک، نماز جمعه و... اشاره نمود. ایشان در مرحله آخر تحقیقات قرآنی خویش، با احساس مسئولیتی عظیم ترجمه و تفسیر قرآن را به فارسی گرد آورده، که برای فارسی زبانان حجّت و بیانی روشنگر و برای سایر ترجمه‌های تفسیری پس از متن عربی قرآن اصل و بنیادی شایسته باشد و بررسی‌ها و دقت‌های عمیقی که در آن به کار برده شده به زبان‌های دیگر بازگردانده شود. ایشان در همه حال ابراز داشتند که با کمال تأسف با بررسی کامل و مکرر بهترین ترجمه‌های تفسیری فارسی قرآن و تفسیرهای مفصل، حتی از مراجعی تفسیردان ـ ‌تا چه رسد به دیگران ‌‌ـ اشتباه‌های کثیری در هر کدام از آنها دیده شده است. چه در معانی لغوی یا جملاتش و چه در فصاحت و بلاغت بی نظیرش و چه در انتخاب الفاظ نغز و پر مغزش و حتی در بازگرداندن ادبی آیاتش، زیرا قرآن چنانکه در لغت عربی زیباترین و زیبنده‌ترین بیان و معنی را در بر دارد، برگردانش نیز بایستی همچنان بهترین و معجزه آساترین برگردان باشد و بایستی با دقت و شرایط شایسته‌تری مورد توجه قرار گیرد. ترجمه تفسیری و برگردان درست قرآن بسی سخت‌تر و دقیق‌تر از تألیفات دیگر و حتی از تفسیر تفصیلی قرآن است و بایستی با شرایط ویژه‌ای صورت گیرد. به این گونه که با آشنایی کامل و سیر عمیق در تفسیر تسلسلی و موضوعی قرآن، که تفسیر قرآن به‌گونه‌ای شایسته باید با کمال باریک‌بینی و حقیقت‌نگری و با زدودن پیش‌فرض‌ها و انتظارات تحمیلی، تنها بر مبنای قرآن و با استفاده از ابزار ها و یافته‌های درونی آیات آن بدون در نظر گرفتن عوامل بیرونی و آراء و اقوال و نظرات تحمیلی این و آن انجام گیرد، که در نهایت نتیجهٔ چنین تفسیری رسیدن دقیق به مرادات الهی به‌گونه واحد شایسته و مستقیم است و رسایی‌های عمیق نهایی نیز با شورای علما و اندیشمندان قرآنی قابل دسترسی است که "و امرهم شوری بینهم" شور شایسته در این امر بایسته را لازم دانسته است. بنابراین آگاهی دقیق به لغت قرآن بر اساس تفسیر درونی و لغتی که به آن برگردان می‌شود لازم است، و نه توجه به دیگر لغات که احیاناً نارسا و یا ضد یکدیگر و یا بر خلاف حقیقتند. روی این مبانی تنها دانستن لغت قرآن و باز گرداندنش برای ارائه معانی مختصر آن کافی نیست چنانکه نوشتن رساله‌های عملیه، مرحله پایانی و نتیجه آخرین اجتهاد شایسته است از این والاتر و مهمتر باز گردان مختصر قرآن به زبانی دیگر است که اینگونه ترجمه از نظر معارف قرآنی جهان‌شمول است. بر این پایه عالمان و شرعمداران اسلامی هم ـ ‌بدون این شرایط ـ شایستگی ترجمه تفسیری قرآن را ندارند و حتی مفسران هم به سختی می‌توانند آن را به زبانی دیگر برگردانند تا چه رسد به دیگران که به صرف دانستن زبان عربی و زبانی دیگر برای ترجمان قرآن همت می‌گمارند زیرا این همه حقایق وحیانی را در قالب مختصر آوردن بسی دشوار و پر اهمیت است. در تفسیر مختصر ترجمان فرقان که ترجمه‌ای فشرده از تفسیر الفرقان است علاوه بر بررسی‌های بسیار دقیق در برگردان قرآن حتی سیمای وزن و صدای قرآنی هم به اندازه ممکن رعایت شده است. اعجاز ربانی در آخرین کلمات وحیانی نه تنها از نظر معنی بلکه از نظر وزن نیز به گونه‌ای معصومانه و نه معصوم نمودار شده است و در این کتاب تا سر حد توان و امکان اضافه بر رعایت معنوی الفاظ، فصاحت و بلاغت قرآنی رعایت شده است. بر حسب آیاتی از قرآن مانند ﴿واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا﴾ (آل‌عمران: 103)" چنان می‌نماید که با شرایط ممکنه می‌توان با بررسی کامل و دقت شامل در قرآن حداقل به عصمت علمی آن دست یافت. در نتیجه برای پویندگان و جویندگان معارف قرآن هرگز تفاوتی جز در بعد تکاملی نخواهد ماند، اگر هم تشابه اندکی در اثر عدم عصمت اینان به وجود آید، با ﴿و امرهم شوری بینهم﴾ (شوری: 73) برطرف می‌گردد و به محکم می‌رسد. تفسیر قرآن به معنای توضیح معانی پنهان آن نیست بلکه به معنای استفسا از آن است، مفسر قرآن در تفسیر آن، تنها مستفسر از قرآن است که آیات را به وسیله آیات دیگر بدون هیچ‌گونه پیش‌فرض علاقه یا انتظار و تحمیل بیان می‌کند و تنها در صدد تبیین قرآن با بیان خود قرآن بوده و با نادیده گرفتن افکار و انظار و اقوال غیر‌مطلق دیگران و تحمیلات علوم بشری (چه دینی و چه غیر دینی) با نظر صائب و راست نگر مقاصد الهی را جویا شوند به این ترتیب مفسر قرآن خداست و بس: ﴿و لا یأتونک بمثل الا جئناک بالحق و أحسن تفسیراٌ﴾ (الفرقان: 25،33) که قرآن خود حاوی کل حقایق درونی و برونی است. و " احسن تفسیراٌ" بودن قرآن در کلیت خود، نسبت به خود و دیگر حقایق همچنان باقی و پابرجاست. در این ترجمان تفسیری که ترجمه خالص قرآن و تفسیرهای لازمه آن است هیچ قرائتی از قرائات گوناگون مورد نظر نبوده و تنها قرائت متواتر قرآن معتبر است و بس، که وحدت و قطعیت دارد و مبنای یگانه تفسیرها و ترجمه‌های قرآن است، اگر هم قرائت‌های دیگری از قرآن متواتر باشد در برابر تواتر قطعی و جهان شمول قرآن، ناچیز و قطعاً باطل است. در این کتاب افزون بر ترجمه تمامی آیات، تفسیری مختصر هم از برخی آیات آمده که در مجموع ترجمانی میانگین از تمامی قرآن است. حاوی کل حقایق درونی و برونی است. و " احسن تفسیراٌ" بودن قرآن در کلیت خود، نسبت به خود و دیگر حقایق همچنان باقی و پابرجاست. در این ترجمان تفسیری که ترجمه خالص قرآن و تفسیرهای لازمه آن است هیچ قرائتی از قرائات گوناگون مورد نظر نبوده و تنها قرائت متواتر قرآن معتبر است و بس، که وحدت و قطعیت دارد و مبنای یگانه تفسیرها و ترجمه‌های قرآن است، اگر هم قرائت‌های دیگری از قرآن متواتر باشد در برابر تواتر قطعی و جهان شمول قرآن، ناچیز و قطعاً باطل است. در این کتاب افزون بر ترجمه تمامی آیات، تفسیری مختصر هم از برخی آیات آمده که در مجموع ترجمانی میانگین از تمامی قرآن است.
پایه اصول استنباط فقهی ، ادلة قطعی و معصوم کتاب و سنت است و البته سنت هم باید بر محور کتاب باشد . اینکه بگوییم ادله استنباط فقهی چهار عنوان است : کتاب ، سنت ، عقل و اجماع ، جای تأمل دارد . بر همین ادله ، شهرت و سیره و خبر واحد ظنی را هم می افزایند . اهل سنت به قیاس و استحسان و استصلاح هم نظر مثبت دارند. در حالی که بر حسب نصوص ، فقط کتاب الله ، دلیل است ؛ هم مشرِّع و هم دلیل شرعی است . کتاب و سنت ، بر هم تطابق دارند . محور احکام اخلاقی ، عقیدتی ، فردی ، اجتماعی، عبادی، سیاسی و... فقط قرآن است و سنت هم بر محور وحی قرآنی است . [ کلمة «ملتحد»که به معنای پناهگاه مطمئن است دو بار در قرآن ذکر شده است : یک بار در سورة جن و یک بار هم در سورة کهف . در سورة جن می خوانیم : « قُل إنّیِ لَنْ یُجیرَنی مِنَ اللهِ أحَدٌ وَ لَنْ أجِدَ مِنْ دونِهِ مُلْتَحَدًا ؛ بگو هیچ کس من را از خدا نرهاند و من جز او پناهی نمی یابم .»( سورة جن، آیه22 ) یعنی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم (، غیر خدا ، پناهگاهی نداشت . پناهگاه وحیانی و رسالتی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، جز خدا نیست . حتی رسالت های قبل از اسلام هم تحت الشعاع رسالت اسلامند و مقدمه ای برای قرآن محسوب می شوند . ملتحد، فقط قرآن است که آخرین وحی ربانی است و شمول آن تا انقراض نسل آدم ادامه و گسترش دارد . در سورة کهف نیز سخن از همین معنا است . در آنجا به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم (خطاب می شود که جز او ملتحد و پناهی ندارد :« وَ اتْلُ ما اوحِیَ إِلَیْکَ مِنْ کِتابِ رَبِّکَ لا مُبَدِّلَ لِکَلَماتِهِ وَ لَنْ تَجِدَ مِنْ دونِهِ مُلْتَحَدًا .» (سورة کهف ، آیة 27) ضمیر «من دونه »در این آیه به « کتاب » باز می گردد . چون ضمیر به مضاف بر می گردد نه به مضافٌ الیه (ربک) . از منظر ادبی و معنوی به مضاف رجوع دارد و از نظر معنوی به مضاف الیه ، یعنی من دون کتاب الله . بنابراین پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) کتاب و ملتحدی جز خدا (بنابر آیة سورة جن ) و قرآن (بنابر آیة سورة کهف) ندارد . وقتی هم که می گوید به حبل الله، اعتصام کنید ، حبلْ ، قرآن است. سنت ، پیرو قرآن و مبتنی بر آن است . تفاوت سنت و قرآن در این است که سنت لفظاً محمّد ی (صلی الله علیه و آله و سلم ) است ، اما معنای آن قرآنی است . قرآن چهار بُعد دارد : دو بُعد آن دلالی و همگانی است و دو بُعد آن رمزی و ویژة حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) است . دو بُعد نخست، مخصوص نیست . هر کس که لغت عرب را بداند، می تواند این ابعاد قرآن را بفهمد . قرآن معصوم است ؛ هم ابعاد دلالی و همگانی آن و هم جنبه های رمزی اش . همة معارف، معانی و حقایق قرآنی ، عصمت مطلق دارند . بُعد دلالی قرآن ، افصح کلام و ابلغ سخن ها است . وقتی خدای متعال به پیامبرش (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید تو جز قرآن ، ملتحد و پناهی نداری، تکلیف همگان را روشن کرده است . حتی حضرات معصومین (علیهم السلام)، شرع مداران و علما نیز اجازه ندارند که به غیر قرآن، پناه جویند . در آیة سورة کهف ، سخن از لا مبدّل لکلماته است ؛ یعنی کسی اجازه تغییر در کلمات خدا و معانی اصیل شریعت را ندارد . حرف «لا» در اینجا، برای نفی جنس است . بدین ترتیب معنای آیه، این می شود که هیچ تبدیل کننده ای وجود ندارد و هیچ کس مُجاز نیست که حتی یک نقطه یا یک حرکت و حرف را از قرآن کم و زیاد کند . پس از تمام شدن قرآن و انسداد وحی ، وقتی قرآن تمام و کامل شد، دیگر هیچ تغییر و تبدیلی مُجاز نیست . پس از نزول همة قرآن، دیگر حتی خدای متعال هم آیات کتابش را نسخ یا تبدیل نمی کند . از چهار بُعد قرآن، دو بُعد ، دلالتی معصوم است که عبارتند از نص و ظاهر مستقر . دو بُعد دیگر ، رمز مطلق و رمز نسبی است . مراد از رمز مطلق ، حروف چهارده گانة قرآن در ابتدای 29 سورة مکی و مدنی است . رمز نسبی، میان رمز مطلق و نص قرار دارد . در سنت قطعی رسول الله )صلی الله علیه و آله و سلم (احکامی وجود دارد که در قرآن ، نه نفی شده اند و نه اثبات؛ مانند تعداد رکعات نماز یا کیفیت طواف و رمی جمرات و... از آیة وَ لَنْ تَجِدَ مِنْ دونِهِ مُلْتَحَدًا ، چنین برمی آید که پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم (، این احکام و حقایق را از حروف رمزی قرآن استفاده کرده است . به همین دلیل خدای متعال می فرماید : اطیعوا الله و اطیعوا الرسول ؛ یعنی اطیعوا الله فی محکم کتابه و اطیعوا الرسول فی سنته الجامعة غیرالمفرقة. این نوع سنت نیز که جامع و ثابت قطعی و غیر مفرق از رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) است، خود دو نوع است : یک نوع از همان بُعد دلالی نص و ظاهر مستقر قرآن استفاده می شود و نوع دوم، مستفاد از رموز است . همچنین آنچه از رموز استفاده می شود دو بُعد دارد : یکی مستفاد از رموز رسمی قرآن است و دیگری هم از رموز غیر رسمی قرآن اصطیاد و گرفته می شود. غیر از وحی، الفاظِ داله که همان نص و ظاهر مستقر است، وحی دیگری نیز بر پیامبر )صلی الله علیه و آله و سلم) نازل می شد. وحی دوم، معانی رمزی را به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم (تفهیم می کرد . از آنجا که قرآن بیانٌ للناس است، معنای آیات آن روشن است . قرآن حجت بالغه و نور است. پس نباید مبهم و نامفهوم باشد . اما وحی ، منحصر به آیاتِ لفظی نیست . پیامبر اکرم )صلی الله علیه و آله وسلم) از وحی دوم معانی و معارفی را دریافت می کند که صد در صد بیانِ رمزی دارند . این احکام و معارف، نه موافق نص یا ظاهر قرآن است و نه مخالف آن . آیا در آغاز بعثت، نماز با همین کیفیت و کمیت بر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم (واجب بود یا نه ؟ قطعاً واجب بوده است . در قرآن به صراحت سخنی دربارة تعداد رکعات نماز و یا کیفیت ادای آن نیست . پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم (این جزئیات را از کجا دانسته و اعلام کردند ؟ نخستین نمازی که ایشان در خانه خدیجه خواند بعد از برگشت از غار حرا، به همین کیفیت و کمیت بود . همة ادلّه بر همین نکته دلالت دارند . در اولین سورة قرآن ( سورة علق) یا در سوره های نخست دیگر، مثل مدثر یا مزمل ، سخنی درباره چگونگی و برنامه نماز وجود ندارد. در زمانی که پنج آیة اول سورة اقرأ و سوره های مدثر و مزمل بر پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم ) نازل شده بود ، ملتحد قرآنی ایشان چه بود ؟ نه نصی بر این وضع نماز نازل شده بود نه ظاهر مستقری. آیا در این مدت، ملتحد ایشان ، غیر قرآن بوده است؟ ملتحد وحیانی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در آن زمان بُعد رمزی قرآن بوده است . در همان بسم الله الرحمن الرحیم که نخستین آیه است، دو بُعد وجود دارد : بُعد دال و بُعد رمزی . «با»در بسم الله، هم دالّ است هم رمز ؛ «سین»، هم دلالت دارد و هم رمز است . اگر لَنْ تَجِدَ مِنْ دونِهِ را پذیرفته ایم چاره ای جز این نداریم که بگوییم پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم (در همة گفته ها و رفتارش به قرآن پناه می جسته است، اگر ما نمی توانیم از ظهور آیات و نص، آنچه را که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم (دریافته است، دریابیم، باید به این نتیجه برسیم که قرآن دو زبان دارد : یکی همان زبانی است که همة انسان ها می فهمند و یک زبان و بیان دیگر هم در قرآن وجود دارد که روی خطاب آنها با پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) است . بنابراین جز قرآن، دلیل شرعی و تشریعی وجود ندارد . سنت هم بر مبنای قرآن است . در واقع سنت، نوعی بررسی شایسته قرآن و خواندن رموز وحی است . ] اگر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم (ملتحدی جز قرآن نداشته است ما نیز نباید به سراغ غیر قرآن مثل قیاس و استحسان و خبر واحد ظنی و ... برویم . ادّله‌ی حجیت خبر واحد ، مردود است . یعنی ادله‌ی حجیّت آن در مقابل آیاتی است که عمل به ظنّ را نفی کرده است {ولا تقف ما لیس لک به علم} «وآن چه را که برایت به آن عملی نیست، پیروی نکن» بنابراین آن ادله‌ای که در معالم، رسائل، کفایه برای حجیّت خبر واحد آورده‌اند طبق قرآن تماماً با مراحل مختلف نقض می‌شود؛ ببینید خدا باب علم را مفتوح کرده است کتاباً و سنّتاً ولکن آقایان فُقهای سنّتی باب علم رامسدود کرده‌اند. اگر باب علم مُنْسَدّ است پس باب اسلام مُنسدّ است. چون اسلام علمی است. اسلام ظنی نیست. وانگهی خدای سبحان می فرماید:{قل فللّه الحجّة البالغة} (انعام،6/149) آیا حجّت بالغه، حجّت رسا، علمی است و یا ظنّی؟ حجّت ظنی، رسا نیست. ما دونِ علم نه حجّت است، نه رسا است. بنابر این مع الأسف قائلیت حوزویان به انسداد باب علم، در حقیقت مُنْسَدّ کرده است، باب قرآن راکه علم است و باب سنت قطعیه را که علم است . هر حديثى چه متواتر و يا غير متواتر در صورت مخالفت با نصّ و يا ظاهرِ مستقرِّ قرآن مردود است ، اما حديثى كه اكثر اماميه آن را نقل كرده باشند و معارضى هم نداشته باشد و قرآن هم نفى و يا اثباتى درباره آن نداشته باشد از باب اطيعوا الرّسول و أولى الأمر منكم پذيرفته است. و چنين احاديثى هم برگرفته از حروف مقطعه و رمزى آيات قرآن است، كه آيه 27 كهف، منشأ همه احكام را از قرآن مى داند و بس؛ در نتيجه سنّت، برداشتى از رموز قرآن و همان وحى قرآنى در مرحله حقايق يا تأويل است لذا سنت به هيچ وجه در عرض قرآن نيست تا ناسخ آن باشد. و نص و ظاهر مستقر قرآن جز با نص و ظاهر مستقر آن نسخ نمى شود . در ضمن دليل ظنّى هم از ديدگاه قرآن مطرود است كه آيه لاتقف ما ليس لك به علم : آنچه را كه نسبت به آن، برايت علمى نيست پيروى مكن، نيز هرگز ويژه اصولِ دين نيست، زيرا اين ممنوعيتِ غير علم، پس از احكامى فرعى آمده است، بنابرين ظنّ و گمان هرگز نقشى در احكام الهى ندارد كه: انّ الظّنّ لايغنى من الحق شيئاً ؛ اگر هم كتاب هايى اسلامى در حوادثى از ميان رفته، علم و قدرت و رحمت الهيّه در بيان حجّت بالغه اش از ميان نرفته است. نقش علم رجال هم، بيشتر در موضوعات است. زيرا جاعلان متونى از احاديث، سندهايى را هم ساخته اند و در نتيجه، احاديثى صحيح السّند!! برخلاف نصّ يا ظاهرِ پايدار قرآن، به دست ما داده اند. چنان كه در كتاب غَوصٌ فى البِحار حدود يكصد و هشتاد جلد كتاب حديثىِ شيعى و سنّى برمبناى كتاب و سنّت نقد شده است. والسّلام علی عباد الله الصّالحین برداشتی از کتاب اصول الاستنباط - فقه گویا و آثار صوتی خادم القرآن - محمّد صادقی تهرانی
تفسیر الفرقان في تفسير القرآن بالقرآن و السنة تاليف: آيت الله العظمی دكتر محمد صادقى تهرانى معرفى تفسير نام كامل این تفسير، «الفرقان في تفسير القرآن بالقرآن و السنة» می باشد. شامل دوره كامل تفسير قرآن كريم است كه از آغاز تا انتهاى قرآن به تفسير آيه به آيه آن پرداخته است. مفسر در آغاز، چنانكه مفسر، خود مى گويد این تفسير را از چند جزء آخر قرآن شروع نموده، و در ادامه، از ابتداى قرآن اقدام به تفسير كرده و تا انتها ادامه داده است . اين تفسير هم از نظر محتوا و هم از جهت سبك ، يكى از تفاسير بديع اماميه به شمار مى آيد، چه اين كه از نظر محتوا- بر خلاف بيشتر تفاسير كه غالب محتواى آنها تكرار حرفهاى گذشتگان است - داراى مطالب و نكات تازه اى است كه خواننده را در فهم قرآن و استدلال به آن، در فضاى جديدى از مفاهيم و معانى قرار مى دهد. از نظر سبك و شيوه تفسيرى نيز، ويژگيهای قابل توجه و تأملی در آن وجود دارد؛ كه تفاسير موجود، كم تر از آن برخوردارند. سبك تفسير عنوان تفسير چنين مى نمايد كه مفسّر از دو سبك تفسير قرآن با قرآن و تفسير قرآن با سنّت ، سود برده است . امّا در مقدمه تفسير اظهار مى دارد كه بايسته ترين روش تفسيرى ، شيوه تفسير قرآن با قرآن است . وى مى نويسد: « همه شيوه هاى تفسيرى، نادرست است . جز شيوه تفسير قرآن با قرآن و اين همان شيوه تفسيرى پيامبر (ص ) و امامان (ع ) است . بر مفسران لازم است كه اين روش تفسيرى را از معلمان معصوم فرا گيرند و در تفسير آيات به كار بندند». ایشان در مجالى ديگر مى نويسد : « روشهاى تفسيرى، از دو حالت بيرون نيستند؛ يا تفسير قرآن با قرآن هستند و يا تفسير قرآن با رأ ى ». آیت الله صادقی تهرانی، در تحليل و تأ ييد اين شيوه پيشنهادى ، به آیاتی استدلال مى كند كه قرآن را نور، برهان، بيان و هدايت معرفى مى كند و مى گوید: « چيزى كه خود، بيان و هدايت است و مرجع و تكيه گاه غير خود به شمار مى آيد، پيش از اين كه روشن گر غير باشد، بايد خود مبيّن و روشن گر خود باشد ». مفسر بر اين باور است كه برآيند تفسير قرآن به قرآن ، دستيابى به نخستين مفاهيم و معارف قرآنى است، مرتبه اى از معنا كه در چارچوب دلالت تطابقى آيه قرار دارد؛ در حاليكه نگاه روايات تفسيرى، به معانى ژرفتر كلام وحى است؛ با اين ويژگى كه مفاهيم ژرف، ريشه در معانى و منطوق دارد و در پرتو آن شكل مى گيرد؛ به گونه اى كه درستى و نادرستى آن ها در گرو برابرى و نابرابرى با منطوق آيات است؛ چه اين كه به مقتضاى محوريت قرآن در ارزشيابى روايات و درستى و نادرستى آنها، منطوق آيات، معيار سازگارى و ناسازگارى روايات با قرآن است. در نتيجه، تفسير مأثور، چيزى جدا از آيه نيست. بلكه برخى از مراتب معنايى آن است كه در پرتو سطح ظاهر آيه، با يارى جستن از آيات ديگر به دست آمده است. بنابراين تفسير قرآن با سنت، گونه اى از تفسير قرآن با قرآن است . دكتر صادقى تهرانی، در مقدمه تفسير مى نويسد: « كمترين چيزى كه بايد نسبت به آن اقدام كرد، فهم عبارت است كه همان معناى مطابقى و ظاهر آيه مى باشد. پس اين معناى مطابقى، پايه و اساس كشف زواياى ديگر از معنا قرار مى گيرد؛ چه اينكه، تفسير داراى چهار مرتبه است: تفسير عبارت، تفسير اشارت، تفسير لطافت و تفسير حقايق ، پس همين معناى ظاهر، معيار عرضه حديث بر قرآن است ». نمونه هاى عملى تفسير نيز گوياى همين واقعيت است كه مفسر در پذيرش تفسير مأثور، بيش از هر چيز به سازگارى آن با مراتب مختلف معنايى آيه مى انديشد و دستيابى به هر معناى تازه را در پرتو مفهوم ظاهر آيه و سازگارى با آن جست و جو مى كند. به اين ترتيب، سبک تفسیری دکتر صادقی تهرانی، در حقيقت، همان شيوه پيشنهادى تفسير قرآن با قرآن است؛ هر چند از سنت نيز بهره فراوان برده اند. از جهتی نیز مى توان گفت، تفسير ايشان در رديف تفاسير تحليلى ، اجتهادى ، تربيتى و اجتماعى محسوب مى گردد. شاخص هاى ويژه تفسير 1. شيوه نگارش آیت الله صادقی تهرانی، با بهره گيرى از صناعت تضمين ، سجع و با استفاده گسترده از مصدرهاى صناعى، شيوه جديدى را در پيش گرفته اند كه در تفاسير موجود، مانند آن ديده نمى شود. اين سبك نو و ناآشنا، در آغاز، خواننده را در فهم عبارات و مقصود مفسر، دچار مشكل مى كند و به نظر مى رسد نوعى تكلّف و تصنّع در تعبير و بيان صورت گرفته است؛ ولى پس از مدتى كه ذهن با سبك نوشتارى مؤلف انس گرفت، ظرافتها و دقتهايى كه مفسر در انتخاب و به كارگيرى واژه ها و تعبيرات مورد توجه قرار داده است، پديدار مى شود و خواننده را در فهم معانى و مقاصد، يارى مى دهند. بنابراين استفاده از تفسير الفرقان اندكى بردبارى مى طلبد. اين سبك بيشتر به سبك نوشتار مطبوعاتى روز لبنان شباهت داشته و متأثر از مدت زمان اقامت ایشان در آن كشور است. 2. بهره گيرى از ظرفيت مفهومى واژه ها از ويژگيهاى ديگر اين تفسير، بهره گيرى از ظرفيت مفهومى واژه هاست . نخستين چيزى كه مفسر در تفسير يك آيه بدان توجه نشان مى دهد حدود و گستردگى مفهومى كلمات است. سعى او بر آن است كه مفاهيم واژه ها را بدون هر گونه محدوديتى و با همان گستردگى طبيعى كه در خود كلمه و با توجه به موقعيت كاربردى آن در آيه وجود دارد، به عنوان پايه و سرآغاز تفسير قرار دهد، و تا اندازه اى كه توانايى ذهنى و فكرى مفسر اجازه مى دهد، به گستردن مفهوم آيه و شناخت مصداقها و واقعيتهاى قابل انطباق در آن بپردازد و هر گونه محدود سازى را تا آن جا كه از خود آيه، در پرتو تفسير آيات ديگر، پديد نيامده باشد به كنار گذارد. از همين رو، حجم مواردى كه تفسيرهاى روايى تحديدگرا، در اين تفسير حمل بر جرى و تطبيق شده است، به مراتب بيش از ديگر تفاسير است. البته در بخش جرى و تطبيق، مى توان اين شيوه را متأ ثر از تفسير گرانقدر الميزان مرحوم علامه طباطبائى (ره) دانست . به عنوان نمونه مى توان به آيه 3 سوره نساء (فان خفتم الاّ تعدلوا فواحدة) اشاره كرد؛ ايشان مى نويسد: (اين عدالت، تنها عدالت فردى و در زمينه تأ مين حقوق همسران نيست، بلكه عدالت اجتماعى را نيز شامل مى شود؛ بنابراين اگر در جامعه، شمار زنان و مردان مساوى باشد، ازدواج متعدد براى يك مرد جايز نيست؛ زيرا موجب ظلم و عدم رعايت عدالت مى شود) (تفسير الفرقان، ج 6 ص 172) امثال اين نمونه، به روشنى، تمايل شديد معظم له را در بهره جويى از اطلاق و ملاحظه مفهوم طبيعى كلمات نشان مى دهد؛ بلكه ایشان بر اين باورند كه محدود كردن مفاهيم آيات، در محدوده فكرى مردم يك زمان، آيات را متشابه مى كند؛ كه بايد از آن پرهيز كرد. (تفسير الفرقان، ج 1 ص 50) - 3 به كار بردن واژه هاى مشترك در چند معنا ويژگى ديگر اين تفسير، حمل واژه هاى مشترك قرآنى، بر چند معنا و اراده مفاهيم متقابل از يك واژه است. تفاسير ديگر، بطور معمول، در زمينه واژه هاى مشترك، يكى از معانى را انتخاب كرده و بقيه را ناديده مى گيرند؛ ولى سبك الفرقان، جز اين است؛ هر جا كلمه اى از نظر لغوى چند معناى گونه گون داشته باشد و با دستورهاى ادبى و جايگاه كاربردى آن در آيه سازگار باشد، آن واژه را بر همه آن معانى، حمل مى كند و همه آنها را جزء تفسير آيه مى داند و در عرض هم مى پذيرد. مى نويسد: « اگر آيه اى معانى چندى را برتابد، كه همه آنها صحيح باشد و ناسازى بين آنها نباشد، اشكال ندارد كه همه آنها مقصود باشد، چنانكه در شيوه ما در اين تفسير ديده مى شود». (تفسير الفرقان، ج 27 ص 118 و ج 30 ص 30) 4. درنگ در تعبيرها و دقت در واژه ها آیت الله صادقی تهرانی، نسبت به شكل تعبير و كاربرد كلمات، بسيار حساس است. شايد بتوان گفت، نقطه آغاز تفسير هر آيه، تأ مل در واژه ها و كيفيت كاربرد آن در آيه است. ایشان از اين راه در كشف زواياى جديد مفهوم آيه و نشان دادن تصوّری نوین، از محتواى آن بهره زياد برده است. به عنوان نمونه، ذيل آيه 21 سوره بقره « يا ايها الناس اعبدوا ربكم » هر يك از كلمات « يا ايها » و « الناس» را توضيح مى دهد و فلسفه انتخاب آنها را بيان مى كند؛ از جمله آن كه: كلمه «يا» كه براى نداى دور است، از آن رو به كار رفته، كه مردم، پيش از عبادت خدا، از محضر ربوبى دورند. (تفسير الفرقان ج 1 ص 214) - 5 اعتماد بر ملاكها و اصول خود و محور قرار ندادن آراى تفسير مفسران پديده ديگر در سبك نويسنده تكيه بر فهم و برداشت شخصى و بى اعتمادى به گفته ها و ديدگاههاى ديگران است . مفسر با دقّت و درنگ در مفردات و تركيبات آيه به صورت مستقيم و با استمداد از آيات يا روايات راهگشا به سراغ تفسير مى رود و از هر گونه درگير شدن با گفته ها و نظريه ها خوددارى مى كند. البته اين بدان معنا نيست كه هيچ گونه نقل و نقدى نسبت به نظريات ندارد بلكه مقصود آن است كه : در فهم آيه و برداشت تفسيرى از آن ، بر ديدگاههاى ديگران تكيه ندارد و بر اين باور است كه تفسير قرآن بر اساس آراى مفسران ، به هر شكل كه باشد، گونه اى از تفسير به رأ ى است . در جايى به صراحت بر اين واقعيت تأ كيد دارد كه شيوه تفسير الفرقان ، نپرداختن به آراء و نظريه هاى تفسيرى ديگران است . (تفسير الفرقان ج 1 ص 309 و ج 30 ص 6) 6 - استفاده گسترده از روايات سبك تفسير گر چه تفسير قرآن به قرآن است و به همين جهت اگر از روايات استفاده نمى كرد، برخلاف انتظار نبود امّا ويژگى اين تفسير آن است كه همراه با سبك ياد شده از روايات نيز، به صورت گسترده بهره برده است به گونه اى كه مى توان گفت ، افزون بر تفسير قرآن ، يك دوره تفسير روايى را نيز در بر دارد و كمتر صفحه اى را مى توان يافت كه به گونه اى استشهاد به روايت و استناد به منبع روايى در آن ديده نشود. مهم ترين محورهايى كه استفاده از روايات در آن صورت گرفته است ، يكى تأ ييد تفسير آيه و ديگر گسترش ابعاد آيه است ، گر چه در مواردى ديگر، مانند شأن نزول يا مباحث علمى نيز به روايات استناد شده است . (به عنوان نمونه ج 5 ص 275 تفسير فرقان ) (تفسير الفرقان ج 30 ص 21 و 25) معيار تفسير و فهم يك آيه خود قرآن است و نقش روايات ، تأ ييد منطوق و مفهوم ظاهر آيه و يا گسترش دادن همان معناست ، فراتر از آنچه تنها از منطوق آيه استفاده مى شود. به اين ترتيب جمع بين تفسير قرآن با قرآن و بهره گيرى گسترده از روايات به گونه اى كه در غير تفسير روايى مانند آن ديده نمى شود، يكى از برجستگيهاى تفسير الفرقان به شمار مى آيد. 7 - بحث فقهى استدلالى اين تفسير به فقه الاحكام به صورت مبسوط و استدلالى پرداخته است . در تاريخ تفسير كم نيستند تفاسيرى كه به آيات الاحكام و مباحث فقهى روى داشته اند مانند تفسير قرطبى ، امّا طرح مباحث فقهى در اين تفاسير بيش تر به صورت بيان مسائل و به گونه غير استدلالى بوده است . ويژگى تفسير الفرقان اين است كه با حفظ گستردگى بحث ، به صورت استدلالى و اجتهادى وارد مباحث فقه آيات الاحكام شده است . كنجكاوى در تعبيرات ، در نظر داشتن نكته هاى ادبى و بلاغى ، جرح و تعديل روايات مطرح شده و نقد و ارزيابى آراى فقهى و در همه اين احوال تكيه بر محوريت قرآن در تبيين احكام ، تفسير الفرقان را موقعيتى چونان كتب فقهى بخشيده است ، چه اين كه زمينه فقه قرآنى را به گونه گسترده فراهم آورده است . مفسر خود در مقدمه تفسير، بر ضرورت بحث و تحليل آيات الاحكام تأ كيد كرده و يادآور شده است كه اگر آيات الاحكام در تفسير مورد بحث قرار نگيرد، از آن جا كه در فقه نيز به گونه اى بايسته از آن بحث نمى شود، در نتيجه آيات الاحكام ، هميشه تفسير ناشده باقى مى ماند و اين كار نتايج زيانبارى را در فقه به وجود مى آورد. به هر حال ، تلاشهاى مفسر در پرداختن به آيات الاحكام به صورت كم سابقه ، يكى از عوامل پيدايش آراء و ديدگاههاى جديد از ناحيه مفسّر در فقه است . 8 - گستردگى منابع مشخصه ديگر تفسير الفرقان ، تعدد و تنوع منابع مورد استفاده است ، در بررسى اجمالى در جلدهاى تفسير نتايج زير به دست آمد: الف ) منابع روايى : حدود 80 مأ خذ روايى مورد استفاده قرار گرفته است كه در ميان آن از صحاح و مسانيد اهل سنت گرفته تا ادعيه ائمه (عليهم السلام ) ديده مى شود. از آنجا كه مفسر در گزينش روايات ، بر اساس صحت متن حديث و سازگارى آن با محتواى آيات عمل كرده است و نه صحت سند آنها، از استناد به مراجع گوناگون و گاه سست و بدون سند، خوددارى نكرده است . ب ) منابع تفسيرى : بيش از 25 تفسير مورد مراجعه الفرقان بوده است كه بيشتر آن ها براى نقل روايت و برخى براى نقل و يا نقد نظريه مفسر مورد استفاده قرار گرفته است . تفسير نور الثقلين ، در المنثور، قمى و البرهان بيشترين تكيه گاه مفسر در نقل روايت است و تفسير فخر رازى ، المنار، صدر المتأ لهين ، الميزان و طنطاوى از تفاسيرى است كه مفسر به نقل و يا نقد نظريات آنها پرداخته است . (مانند ج 6 ص 367 تفسير الفرقان ( ج ) منابع لغوى : كتابهاى لغوى استفاده شده ، عبارتند از: لسان العرب ، قاموس ، مصباح ، تاج العروس ، مفردات راغب ، نهاية ابن اثير. اين منابع متعدد است ، امّا از آنجا كه مفسر به بحث لغت بيش تر به صورت آزاد و بدون استناد به منابع لغوى مى پردازد، مراجعه به منابع لغت و نقل گفته هاى آنها، كم تر به چشم مى خورد. د) منابع پراكنده : بالغ بر 60 كتاب و مقاله در زمينه هاى مختلف مورد مراجعه بوده است ، كه در ميان آن ها، كتابهاى علمى ، اجتماعى ، تاريخى ، دائرة المعارفها و گاه مجلات و روزنامه ، ديده مى شوند، بيشتر آنها براى نقل نظريه و در تأ ييد يك مطلب تفسيرى استفاده شده است ، ولى برخى در جهت نقد نظريه نويسنده در پرتو آيات و مفاهيم قرآن نيز مورد استفاده قرار گرفته است . 9 - استفاده از عهدين با زبان عبرى يكى از ويژگيهاى تفسير الفرقان ، كه چه بسا همانند نداشته باشد، استفاده از متون عبرى عهدين است . نقل متون عهدين در راستاى دو هدف كلى صورت گرفته است ، يكى تأ ييد مفاهيم و گزارشهاى قرآنى مانند بشارتهاى پيامبر و داستانهاى بنى اسرائيل (مانند تفسير الفرقان ج 1 ص 361) و ديگر نقل ناهمگونى ها و تحريفهاى موجود در عهدين . (ج 1 ص 343 تفسير الفرقان ( 10 - ابتكار و نوآورى الفرقان در زمينه هاى گوناگون بويژه فقه الاحكام ، به نظريات جديد يا نادرى رسيده است كه با قطع نظر از صحت و سقم آن در باز كردن افقهاى جديد فرار روى خواننده و ايجاد توانايى بيشتر در گزينش نظريات و احتمالات ، نقش زيادى ايفا مى كند. به عنوان نمونه مفسر، تمام آياتى كه علم را در بستر زمان به خدا نسبت مى دهد، مانند علم الله ، يعلم الله و... به معنى آگاهى نمى داند، بلكه از ريشه علامت به معناى علامت زدن مى گيرد. (تفسير الفرقان ج 27 ص 129) در بحث عصمت پيامبران ، نظريه سومى را در قبال دو نظريه معصوم بودن و معصوم نبودن پيامبران ، انتخاب كرده است . وى معتقد است كه نبوت به عنوان عهد الهى در انبياء اولو العزم ، مستلزم عصمت آنان است ، امّا در ديگر پيامبران ، مانند آدم (ع ) مستلزم عصمت نيست . (تفسير الفرقان ج 1 ص ‍ (324 در موضوع خلق و امر و ماده و تجرد، معتقد است كه موجود مجرد تنها خداست و هيچ موجود ديگر جز او مجرد نيستند. (تفسير الفرقان ج 1 ص ‍ 29) در زمينه مبطلات روزه ، مصرف دخانيات را باطل كننده روزه نمى داند. (تفسير الفرقان ج 3 ص 69- 70) از اينگونه آراء و نظريات كه برخى بى سابقه و يا شاذ و نادر است ، در سراسر تفسير به چشم مى خورد، شك نيست كه برخى از اين آراء، مجال نقد و اشكال دارد. شاخصهاى مشترك تفسير در اين بخش به امورى مى پردازيم كه اگر چه از ويژگيهاى تفسير الفرقان به شمار نمى آيد، امّا نوع نگاه مفسر به آنها تعيين كننده مشخصات تفسير و سبك نويسنده به حساب مى آيد. 1 - سياق و تناسب مفسر نسبت به سياق آيات توجه چندانى ندارد، در هر آيه يا مجموعه از آياتى كه مورد بررسى قرار مى گيرد، از سياق قبل و بعد آن به عنوان يك قرينه يا عنصر دخيل در فهم آيه استفاده نمى شود و كم تر مواردى را مى توان يافت كه به لحاظ پيوستگى شديد آيه به زمينه هاى پيش از آن و پس از آن ، از ارتباط موجود يا وحدت فضاى حاكم بر آيات در جهت تفسير آن بهره برده باشد. مانند همين موضع را نسبت به ارتباط و تناسب آيات و سوره ها نيز دارد. ايشان معتقد است كه ترتيب آيات و سوره ها مانند تنزيل آن وحيانى است ، هيچ كس حتى خود پيامبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم در اين زمينه نقش نداشته است . (تفسير فرقان ج 1 ص 151 و229 ( همان گونه كه آيات ، وحى مى شد، جايگاه آنها در سوره ها و جايگاه سوره ها در قرآن به وسيله وحى به پيامبر ابلاغ مى گرديد. بر اين اساس پيوند آيات با يكديگر يك پيوند الهى و واقعيت انكار ناپذير است ، زيرا تأليف الهى نمى تواند بدون هدف صورت گرفته باشد، امّا از آنجا كه اين پيوستگى و ارتباط عميق و ژرف است دسترسى به آن هميشه ميسر نمى باشد، گاهى با تدبر و تأ مل مى توان دريافت و زمانى هم اينچنين نيست . (تفسير الفرقان ج 8 ص 12) 2 - قراءت از آن جا كه مفسر قرائت مرسوم را قرائت متواتر و معتبر مى داند و ساير قرائتها را نادرست مى شمارد، از پرداختن به مباحث قراءت خوددارى مى كند و با نقد كوتاه و بسيار گذرا نسبت به مواردى كه ديگران اختلاف قرائت را مطرح كرده اند، از آن مى گذرد و اگر چنانچه رواياتى باشد كه قرائتی خلاف قراءت مرسوم را توصيه كرده است ، به شدت آن را رد مى كند. )مانند تفسير فرقان ج 1 ص 98) فقط در قرائت (آل ياسين) در سوره مباركه صافات است كه با اعتراف به اين كه ، قرائت مرسوم و متواتر با كسر همزه )إ ل ياسين) است ، امّا با توجه به روايات ، قرائت با مد همزه را نيز صحيح مى داند، با آن كه معنا در دو قرائت متفاوت است . 3 - تاريخ داستانهاى پيامبران و اسرائيليات در زمينه داستانهاى تاريخى و قصص پيامبران ، مفسر بر اين باور است كه نبايد پا را فراتر از آنچه آيات مطرح كرده است گذاشت و نبايد وارد جزئيات شد. تعبيرى كه همواره در اين زمينه به كار مى برد اين است )فلنسكت عمّا سكت الله )، رواياتى را هم كه در اين زمينه ها رسيده است بى اعتبار مى داند و گاه از روايات اسرائيلى مى شمرد. (مانند ج 1 ص 35 تفسير الفرقان ( الفرقان نسبت به روايات اسرائيلى (اسرائيليات ) كه محور عمده اش ‍ داستانها هستند، نظر منفى دارد و با آوردن آنها در تفسير و دخالت دادن آنها در فهم آيات ، سخت مخالف است و در مقدمه تفسير، يكى از دلايل رويگردانى از تفسير مبتنى بر روايات و روى آورى به سبك تفسير قرآن با قرآن را وجود روايات اسرائيلى و نصرانى در مجموعه حديثى مسلمانان مى داند و معتقد است كه چنين رواياتى حتى اگر مسند صحيح نيز داشته باشد، تا آن جا كه قرآن تأ ييد نكند، نمى تواند معيار تفسير قرار گيرد. (تفسير الفرقان ج 1 ص 20- 21) 4 - مباحث اجتماعى تفسير الفرقان نسبت به طرح مباحث اجتماعى و واقعيتهاى موجود و مورد ابتلاى جامعه اهتمام فراوانى دارد و در جاى جاى تفسير به مناسبت آگاه به صورت فصلى مستقل و گاه ضمن تفسير يك آيه به صورت مبسوط، متعرض مسايلى همچون ، نظام حكومت ، اقتصاد، حقوق و جايگاه زن ، شورا، وحدت مسلمانان ، طبقه هاى اجتماعى ، چندهمسرى ، و... شده است و با استفاده از آيات به اظهار نظر و يا نقد و ردّ ديدگاهها پرداخته است . (از جمله نقد فرقان ج 4 ص 163) 5 -گرايش شيعى تفسير الفرقان تفسيرى شيعى است و گرايش شيعى مفسّر در جاى جاى تفسير آشكار است . (تفسير فرقان ج 30 ص 15) اما بدان معنى نيست كه تفسير بر مبناى تعصب مذهبى بيان يافته باشد. مفسر در مقدمه تفسير خود بر اين اصل تأ كيد دارد كه تفسير قرآن بر اساس رأ ى شخصى يا مذهب يا تقليد از ديگران ، تفسير قرآن نيست ، بلكه تفسير رأ ى شخص است ، از اين رو معيار اصلى در فهم آيات را، خود آيات و روايات موافق با آن قرار داده و در گزينش روايات و يا نقد نظريات ، هيچ گونه تفاوتى بين شيعه و سنى نگذاشته است و به همان ميزان از منابع اهل سنت استفاده كرده كه از منابع شيعه ، و همان اندازه به نقد آراى عالمان و فقيهان شيعه پرداخته كه به ديدگاههاى اهل سنت پرداخته است . ديدگاههاى كلى مفسر 1 - نسخ قرآن نسخ قرآن به دو صورت قابل تصور است : نسخ قرآن با قرآن و نسخ قرآن با سنت . الفرقان نسخ قرآن با قرآن را در برخى موارد مانند حكم نجوى ، حد زنا و كيفيت جنگ با كافران مى پذيرد، اما نسخ قرآن با سنت را به هر شكل كه باشد، رد مى كند. وى معتقد است كه حكم ناسخ ، باطل كننده حكم منسوخ است و از آن جا كه عزت و سلطه قرآن بطلان ناپذير است ، هيچ گونه نسخى از بيرون بر آن وارد نمى شود. (تفسير فرقان ج 1 ص 39) اين باور مفسر باعث شده است ، تا وى به صورت گسترده به نقد و ردّ روايات نسخ و همچنين روايات معارض با عموم يا خصوص قرآن بپردازد و در اين راستا از نص بودن روايات نيز باكى نداشته باشد. 2 - ظاهر و باطن قرآن آیت الله صادقی تهرانی، همانند ساير مفسران، به اين حقيقت قرآنى اعتراف دارد كه قرآن داراى ظاهر و باطن است، زيرا رواياتى كه در اين زمينه رسيده در حد تواتر است ، علاوه بر اين كه از نظر ايشان ، جاودانگى قرآن ايجاب مى كند كه داراى بطون باشد، امّا تصورى كه مفسر از اين مسأ له دارد؛ تعريف نسبتا تازه اى از ظاهر و باطن ارائه مى دهد. ایشان طبق روايتى از امام على عليه السلام، معتقد است كه درجات بيان قرآن ، داراى چهار سطح است، يك سطح آن ظاهر و سه سطح ديگر جزء بطون قرآن شمرده مى شود. از اين سه سطح باطنى، كه عبارت هستند از اشارات، لطائف و حقائق، سطح اخير آن همان تأ ويل آيات است كه اختصاص به اهل وحى دارد. (تفسير فرقان ج 1 ص 51) اما دو سطح ديگر، خود داراى لايه هاى مختلف معنايى است كه مجموع آنها همان بطون چندگانه اى است كه در احاديث مطرح شده و هدف تفسير نيز در حقيقت ابهام زدايى از همين درجات مفهومى آيات است .خادم القرآن دکتر صادقی تهرانی می نویسد: « رها ساختن آيه از تنگناى شأن نزول ، بطن نخستين به شمار مى آيد، آزاد كردن آن از قيد مفهوم ياد آشناى عامه ، بطن دوّم است و توسعه و تعميق و توضيح آن با آيه هاى همانند، بطن سوّم مى باشد. برهنه سازى آن از قبل و بعد و آويزه هاى غير اصلى ، بطن چهارم به شمار مى آيد. و همين گونه تا بطون ديگر، با رعايت دلالت لفظى - به عنوان سرآغاز- و حجتها و دلالتهاى قرآنى - به عنوان وسايل و ابزارهاى تجريد و توسعه » (تفسير فرقان ج 1 ص 54) 3 - محكم و متشابه قرآن مفسر بر اساس روايتى از امام رضا عليه السلام كه فرمود: « المتشابه ما اشتبه علمه على جاهله » بر اين باور است كه محكم بودن يا متشابه بودن از مقوله دلالت نيست ، بنابراين ، واژه هاى آيه از نظر دلالت ، كوتاهى يا ابهام ندارند، چه اينكه قرآن فصيح ترين بيان و رساترين تبيان است ، بلكه از مقوله معناست ، يعنى والايى معانى در برخى آيات چنان است كه فهم خواننده به حقيقت آن نمى رسد و در نتيجه مراد واقعى آيات بر او مشتبه مى شود، كه البته در برخى آيات تشابه لفظى نيز بدان افزوده مى شود، مانند تشابه واژه علم در مورد انسان و خدا. بر اين اساس محكم و متشابه از نظر مفسر، امرى نسبى است . (تفسير الفرقان ج 1 ص 32- 33) با اين بينش ، نويسنده الفرقان ، وجود تشابه در قرآن را يك ضرورت مى داند كه جاودانگى ، جامعيت و فراگيرى قرآن ، نسبت به همه نيازها و براى همه نسلها و عصرها با توانائيهاى فكرى مختلف آن را ايجاب كرده است ، و اين بشر است كه با پيشرفت دانش و رشد انديشه خود به درك اسرار فزونترى از كلام وحى پى مى برد. (تفسير الفرقان ج 1 ص 32) 4 - شأن نزول آيات آیت الله صادقی تهرانی در مقدمه تفسير الفرقان، ديدگاه روشنى نسبت به نقش و اهميت شأن نزول ارائه كرده است : « شأن نزول، اگر چه گاه در فهم آيات كمك و مساعدت مى كند؛ اما هيچ گاه به عنوان معيار و ملاك تفسير و شرط فهم و دريافت مفاهيم آيات ، مطرح نيست و نبايد حدود معانى بر اساس آن تعيين شود. آيات در دلالت و گستردگى مفهومى خود مستقل هستند، چه شأن نزول فهميده شود يا نه) « تفسير فرقان ج 1 ص 50) اين باور مفسر درباره شأن نزول ، علاوه بر اين كه بر ديدگاه وى نسبت به محوريت آيات در تفسير استوار است ، به دو عنصر ديگر نيز مستند شده است ، يكى تعارض روايات شأن نزول و ديگر تطبيقى بودن آنها، دو عنصرى كه نقش شأن نزول را در مورد فهم آيات بشدّت سست مى سازد. (تفسير فرقان ج 9 ص 27) نسخه شناسى اين تفسير سلسله درسهايى است كه بر طلاب علوم دينى در حوزه علميه نجف و قم عرضه شده است و در حدود 17000 صفحه وزيرى مى باشد كه به تدريج در لبنان ، عراق و ايران به چاپ رسيده است . پايان تأليف آن تا 1397 ق استمرار داشته است . ابتدا در بيروت توسط مؤ سسه اعلمى در سال 1395 ق و سپس مؤ سسه الوفاء در 1407 ق و در تهران چاپ دوم و سوم آن توسط انتشارات فرهنگ اسلامى با قطع وزيرى منتشر شده و اکنون نیز توسط انتشارات شکرانه، در حال چاپ مجدد است . والسلام علی عباد الله الصالحین
بخش شماره 1

موضوعات این بخش :

بیوگرافی و دوران تحصیل در مدرسه آیت الله صادقی‏
دوران طلبگی و پایان آن
قیام ملی و آزاد کردن صنعت نفت
تحصیل در دوره دکتری
تدریس در دانشگاه تهران
وضعیت تبعید و بعد سیاسی و علمی
وضعیت امام خمینی
آیت االله بروجردی و وضعیت امام خمینی
تدریس تفسیر قرآن در نجف
بخش شماره 2

موضوعات این بخش :

ورود آیت الله صادقی به قم و جو سیاسی و شاه‏
دوران طلبگی و پایان آن
ورود آیت الله بروجردی به قم
آیت االله بروجردی
آیت الله کاشانی
آیت االله بروجردی
ملاقات شاه باآیت االله کاشانی خوانساری و بروجردی
آیت الله بروجردی و وضعیت امام خمینی
توضعیت حوزه و آیت الله بروجردی
آیت الله کاشانی و نجات جان عده ای
وضعیت حوزه و جو سیاسی دوره و آیت الله بروجردی
آیت االله کاشانی و مجلس و بازاریان
تکذیب دیدار امام خمینی با شاه به عنوان نماینده آیت الله بروجردی
نظر رژیم شاه در مورد مرجعیت آیت الله بروجردی
تأثیر اطرافیان بر آیت االله بروجردی
استفتاء از آیت الله بروجردی
اختلاف سنی امام خمینی و آیت االله بروجردی و علامه طباطبایی
درگیری بین رژیم شاه و آیت االله بروجردی
فوت آیت االله بروجردی و جایگزینی مرجعیت
مرجعیت امام خمینی بعد از فوت آیت االله بروجردی با نظر آیت الله کاشانی
تراز مرجعیت امام خمینی با آیت االله شریعتمداری و صدر و گلپایگانی
موضع گیری رژیم با مرجعیت
سرد شدن روابط امام خمینی و آیت االله بروجردی و انزوای ایشان
بخش شماره 3

موضوعات این بخش :

بیوگرافی تحصیلی و نقد دروس حوزوی با محوریت قرآنی ‏
مباحثه با آیت الله خوانساری در مورد زن زناکار
مباحثه با آیت الله خویی در مورد زن و مرد زناکار
مباحثه با امام خمینی در مورد خونی که در تخم مرغ است
مباحثه با امام خمینی در مورد پسر رضایی
طرز رفتار و برخورد با آیت الله صادقی
بحث با آیت الله طباطبایی و خویی در مورد ذکات
بحث با آیت الله شاهرودی در مورد خمس به سادات
بحث با شیخ عبد الله بن حمیدو علما در مکه و مدینه تدریس در مسجد الحرام برخورد فقهی در مسجدالحرام
جایگاه روایات در فقه و جایگاه قرآن در فقه
دید و دیدگاه در قرآن و فتاوای قرآنی نماز مسافر
اصل قرآنی در مسائل
علت جذب به حوزه علمیه و نگرش تدریس در حوزه
بخش شماره 4

موضوعات این بخش :

انفجار سیاسی و علمی با برداشت از قرآن و سنت
ویژگی های آیت الله کاشانی
نقش آیت الله کاشانی در ملی شدن صنعت نفت
سخنرانی آیت الله صادقی در طول مبارزه
برادر آیت الله صادقی و بستن قمارخانه
سخنرانی آیت الله صادقی در مسجد پامنار
رابطه آیت الله کاشانی و مصدق و سخنرانی ها
تدریس در دانشگاه الهیات تهران
انجمن ایالتی و ولایتی و اعتراض به شاه
سخنرانی با عنوان دانشگته مسجد است و مسجد دانشگاه است در سال 1341در فیضیه و اولین فریاد ضد شاه با هماهنگی امام و فرار به مکه از طریق منزل امام خمینی
هجرت به مکه و اقدامات مبارزاتی
حضور در مکه و ارسال نامه به شاه عربستان
سفر به شام، بیت المقدس و نجف
بخش شماره 5

موضوعات این بخش :

اطرافیان آیت الله کاشانی
نجف و شهید اندرزگو و رابطه با امام
ارتباطات امام و اطرافیان با آیت الله کاشانی
بذر نهضت انقلاب و سرنگونی رژیم بوسیله آیت الله کاشانی و امام خمینی
اطرافیان آیت الله کاشانی – شمس
هدف آیت الله صادقی و بی ریایی و عدم توقع پست و مقام
دکتر شروین و آیت الله کاشانی
موضع آیت الله شریعتمداری و هم عقیدگی با آیت الله کاشانی
رابطه با آیت الله بهشتی، مطهری و مفتح
آقای راشد و موضع ایشان
مصدق و ابعاد تصدیق آیت الله کاشانی
برگشت شاه با قصور مصدق و فاصله بین او و کاشانی
بخش شماره 6

موضوعات این بخش :

انتقاد آیت الله کاشانی به مصدق
مشروعیت کار نواب صفوی
وضعیت سیاسی و علمی علما در نجف
درباره نواب صفوی
نظر آیت الله کاشانی در مورد حکومت اسلامی
نفت و قیام ملی شدن صنعت نفت
آیت الله کاشانی و ادامه راه انقلاب
نظرات دیگر آیت الله کاشانی در مورد حکومت اسلامی
انجمن های ایالتی و ولایتی و کاپیتولاسیون
بخش شماره 7

موضوعات این بخش :

سفر به نجف و دیدار با آیت الله خویی و سکونت در بیت ایشان
سخنرانی سیاسی و تدریس قرآنی در نجف
تبعید امام در نجف و همکاری با آیت الله سعیدی
تدریس در نجف و و سخنرانی و مخالفت ها
امام خمینی در کاظمین و ملاقات و همراهی با ایشان
سفر به نجف به همراه امام خمینی و دیدار و ملاقات با علما
آغار تدریس امام و ملاقات با آیت الله زنجانی
ارتباط امام خمینی و آیت ا..صادقی و بحث با آیت الله حکیم در ارتباط با ظلم شاه در نجف
جلسات سیاسی و محاصره منزل در نجف
جمع آیات عظام در نجف به پیشنهاد صادقی و مشکلات اطرافیها
نظر آیت الله حکیم در ارتباط با مرجعیت و رهبری
امام در سخنرانی به طلاب فرمودند که من بر عمر به باد رفته خودم تاسف میخورم و به شما سفارش میکنم تا فرصت از دست نرفته است شما تمام ابعاد قرآن را اصل بدهید در حوزه های خودتان تا وختی به پیری رسیدید پشیمان نشوید
بخش شماره 8

موضوعات این بخش :

وضعیت علما و نجف بعد از تبعید امام تفرقه بین آیت الله خویی و امام از طرف از طرف اطرافی ها
حمله اسرائیل به عراق و سخنرانی در مسجد کوفه و کاظمین
افترا وهجوم به آیت الله صادقی در نجف
استمرار قیام و برپایی نماز جمعه از دو بعد سیاسی و عبادی در نجف
استمرار قیام و فشار های وارده
مسابقه تألیف در مورد امام علی (ع) و تألیف کتاب علی و الحاکمون
بخش شماره 9

موضوعات این بخش :

سنگ اندازی و موانع موجود در فعالیت ها و مبارزات در نجف
استدلال شیخ انصاری و اشتباه در مورد غیبت
برخی از اشتباهات علما
تفاوت تدریس در فقه قرآنی و تعطیل کردن درس در مسجد
آیت الاحکام در حج
تعطیلی درس مکاسب و آغاز منظومه
برنامه تدریسی و سفر به لبنان
مبارزه سیاسی و صدر
آیت الله صادقی و خطر مرگ، آیت الله حکیم و تقلید از مجتهدین
علت نوشتن کتاب ها عقائدنا و المقارنات
طرز زندگی در نجف و مشکلات بسیار سخت و آزار و اذیتهای گروههای مختلف و سال های پایانی اقامت در آنجا
بیرون کردن استاندار عراقی از منزل امام و پیشنهاد امام مبنی بر خروج ایشان از عراق برای حفظ جان
شهادت آیت الله سعیدی
بخش شماره 10

موضوعات این بخش :

جریانات در نجف سیاسی و علمی، دروس تفسیر قرآن
جلسات درسی و تفسیر، و تربیت طلبه و جلسات تربیت خطابه و قلم شبهای پنجشنبه شنبه جمعه
امواج جلسات درس قبل از ورود امام به نجف
بحث های عقایدی با آیت الله خویی و خلود در آتش
سفر به لبنان و برگشت به نجف – وضعیت ایران و عراق با یکدیگر و مخالفت با عراق و مخالفت با پیشنهاد رادیو عراق بر علیه ایران
شهید اندرزگو حفظ جان
سخنرانی در رادیو آبادان و در زمین ورزشی آبادان، حضور در جبهه جنگ آبادان در ابتدای جنگ ایران و عراق و شهادت
نوع رابطه با آیت الله حکیم و سفر به اتریش
روش تدریس و استفاده از آیات احکام
عدم استفاده فقهی از آیات احکام و مسح وضو
تاریخ اسلام بر مبنای قرآن و آقای فارسی
ادامه تفسیر 30 جلدی و خاطره ای از علامه طباطبایی
خاطره ای از علامه طباطبایی
بخش شماره 11

موضوعات این بخش :

در زاویه و عزلت قرار گرفتن قرآن در حوزه های علمیه
ازدواج زینب (س) با زید و سنت جاهلی
دور کردن قرآن در میان مسلمانان و حوزه و اختلاف احکام با آن و پسر رضایی
اجماعات در حوزه و دوری از قرآن
جعل در درس و تفسیر
آیت الله خویی و بروجردی و بعضی از اشتباهاتشان و عدم داشتن محوریت قرآنی
خطبه پیامبر و مظلومیت قرآن
دور شدن حوزه از قرآن
آقای مصطفایی در تفسیر سوره حمد
نظر فخرالدین رازی و سید محمد صدر در مورد قرآن
بخش شماره 12

موضوعات این بخش :

آغازات جریانات روشنفکری فقاهتی در نجف
و علمای نجف
توضیح روشنفکری
کلاه شرعی در احکام
علما و جریانات روشنفکری فقاهتی امام در نجف
روشنفکری سیاسی و دکتر شریعتی
اشتباه در مورد خلیفة الله
سازمان مجاهدین و انفصال
نظر امام در مورد دکتر شریعتی
فاصله با آیت الله حکیم
فاصله با آیت الله خویی
جلسه استفتاء امام وشایعه فاصله
فاصله بین آیت الله خویی بوسیله اطرافیان
رابطه با آیت الله میلانی
بخش شماره 13

موضوعات این بخش :

رابطه با علما و مبارزین
ولایت فقیه در فقهای معاصر و ابعاد آن
ولایت فقیه
ولایت مورد بحث در مورد پیامبر و ائمه
ولایت فقیه در چهارچوب احکام
ولایت مطلقه و ولایت فقیه در عصر غیبت
انتقای به آیت الله و اشتباه در مورد تبلیغ و تقلید از ولی فقیه
بخش شماره 14

موضوعات این بخش :

ولایت فقیه در کتب فقها و هویت آن
اختلاف بین شیعه و سنی در ولایت فقیه
ولایت تشریعی
ولایت شرعیه
ولایت رهبری سیاسی
دوری کردن عرب ها از قرآن و زبان عرب ها
اطرافیان مراجع
انتقال از نجف به لبنان
امتیازات لبنان
جلسه در محله شیاح و سخنرانی ها در لبنان
ابعاد حضور در لبنان
نماز جمعه در لبنان
نماز جمعه و نا آرامی در لبنان و لشکر کشی سوریه به لبنان
اتفاقات مسجد جمعه در لبنان
سخنرانی ها و فعالیت ها در لبنان
سخنرانی علیه عراق
فعالیت و کمک جوانان در لبنان
مخالفت با رئیس جمهور لبنان و علم کردن امام موسی صدر
مبارزه در لبنان و نتیجه بخش بودن آن
آیت ا... منتظری
ابعاد خروج از لبنان
بخش شماره 15

موضوعات این بخش :

حزب أمل
خاطره ای از آیت الله کاشانی در مورد حزب
ابعاد تشکیل حزب أمل فلسطین
جنگ داخلی بین حزب أمل و لبنان
سابقه شیعیان در لبنان
جنگ حزب أمل با مسیحیان در لبنان
بخش شماره 16

موضوعات این بخش :

فعالیت در جامعه کبیر اموی و آشنایی با محمد علی زئبی و مسجد اموی
بحث سیاسی در مسجد اموی و داستان حضرت مسیح
مسلمان شدن مسیحیان در جامعه کبیر اموی
بحث با احزاب در برج البارجنه، مخصوصاً با کمونیست ها
بحث و برخورد با یهودیان
خاطرات در لبنان و شاخص کردن نام امام خمینی و حضور در مسجد اعلای شیعیان
تدریس در دانشگاه های لبنانی و دکتر اسد علی
وضعیت ایران در زمان حضور در لبنان و شایعات موجود
بخش شماره 17

موضوعات این بخش :

آگاهی ها در مبارزه در زمان هجرت
سفر به لبنان از طرف آیت الله خویی در زمان نجف
سکونت 5 ساله در بیروت و خطرات آن
نماز جمعه در حسینیه شیاح و مخالفت در لبنان
بیشتر شدن دوستان و آشنایان در لبنان
تهدیدات و تعرزات در 5 سال حضور در لبنان و مناظره در مورد نماز مسافر
علت رفتن به مکه و اقامت در آنجا و ارتباط با شیخ بن حُمِید
بحث و سخنرانی در مسجدالحرام و سؤال در مورد اینکه زمین متحرک است یا ساکن
بخش شماره 18

موضوعات این بخش :

اقامت در مکه و موفقیت در آنجا و درس رسمی در مسجدالحرام
حدیث خواندن و گفتن صل ا... علیه و آله وسلم
تدریس در مسجدالحرام و توقف تدریس
نظر در مورد شیعه بودن و موضع در مورد کافی و صحیح بخاری و قرآن
حضور در مدینه و انتقاد در مورد صحیح بخاری در حرم پیامبر
برخورد با رئیس دانشگاه مدینه
تقیه در مکه
تعطیلی درس در مکه و آغاز موج جدید و تدریس به ایرانی ها و اقامه نماز با سنی ها
طرز برخورد با اهل تسنن در مسجدالحرام
فراز و نشیب ها در مکه و سیاست ایران – شهادت آقا مصطفی خمینی
سفیر ایران و استراق سمع در مسجدالحرام و سفر خانواده شاه به مکه
حساسیت ها در مکه و توطئه ها و دکتر مقصودی
طواف در مکه و نجوا با امام رضا
نوار توله رضا خان و آقای غفوری و تسویق به مبارزه
ماندن در مکه و گلایه های آشنایان در مکه
طرز برخورد با اشخاص و فراز و نشیب ها در مکه
حسین عرب و رابطه با وی
بخش شماره 19

موضوعات این بخش :

جریان ها در مکه و حسین عرب
جریان ها در مکه و آقای عباس انتظام شیبی
حضور در حج و قربانی
حضور در حج و بحث با شیخ بن حمید در مورد قربانی
تجدید حساسیت ها و خروج از مکه به بیروت و برگشت
آخرین بازگشت از بیروت به مکه و دستگیری ایشان
چگونگی 2 سال حضور در مکه و برپایی نماز جمعه در منا
نوع رابطه با آخوندهای سنی و دایره امر به معروف آن ها
بخش شماره 20

موضوعات این بخش :

طلاق جوان و سه طلاقه کردن ‏
رابطه و حضور در گروه های ایرانی در مکه و مراسم حج
خروج از مکه و سفر به پاریس و تشکیل جلسات
خروج از پاریس و بازگشت به ایران
ورود به ایران و حضور در تبریز و جلسات
ورود به تهران و سقوط پادگان ها
آغاز نمازهای جمعه و نماز جمعه مشهد
فتح پادگان ها و بازگشت به قم
علامه طباطبایی و مظلومیت ایشان
علامه امینی و مشقت ها
نظر آیت الله خویی در مورد علامه طباطبایی
بخش شماره 21

موضوعات این بخش :

خود ساختگی برخی از علما و ویژگی هایشان ‏
علامه امینی و زحمات ایشان در جمع آوری علوم
فوت آیت الله بروجردی و مرجعیت آیت الله میلانی
نظر علامه طباطبایی در مورد مرجعیت بعد از آیت الله بروجردی
دیدار با آیت الله میلانی و نظر در مورد مرجعیت شما
امتیازات آیت الله میلانی و ویژگی های ایشان
نظر آیت الله میلانی در مورد مرجعیت امام خمینی
خاطرات با واسطه، از مرحوم بلاغی
علامه امینی و الغدیر
تفسیر سوره یوسف آیت الله صادقی در الفرقان
ورود به نجف بعد از زندان مکه و حاج آقا بزرگ تهرانی و چاپ الزریعه
بحث با حاج آقا بزرگ تهرانی در مورد آیت الله نوری
تألیفات و برخورد حوزه با ان و بشارات عهدین
بخش شماره 22

موضوعات این بخش :

تألیفات و شرایط تألیف
تدریس تفسیر قرآن
اجازه نامه از آیت ا...خویی در برابر مخالفان و اختلاف افکنی با آیت الله خویی و آغاز تفسیر
صعوبات در تألیف
الطاف خداوند در تألیفات و فعالیت ها بر اساس قرآن
دلیل مخالفت ها و سنگ اندازی ها در انجام امور، تألیفات و فعالیت ها
اطرافیان و مجتهد
مسئله و جریان پای کرسی
بخش شماره 23

موضوعات این بخش :

جامع قرآن کیست؟
ورود به دانشگاه و آغاز تدریس و دکترا گرفتن
بهائیت ومناظره با علوی
بهائیت و مناظره با مازندرانی
اشخاص مبارز با بهائیت
محاکمه به علت مبارزه علیه بهائیت
دکتر آریانپور
دکتر ارشادی و بشارات عهدین
اعتراض به دکتر آریانپور در گمراه کنندگی
نامه به آقای فروزان فر
در زندگی علمی و سیاسی چگونه هستید؟

اولین سالگرد آیت الله صادقی تهرانی


به نام خدای رحمتگر بر آفریدگان، رحمتگر بر ویژگان

وَسَلَامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَيَوْمَ يَمُوتُ وَيَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا

الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا

(حاملان سنّت ربّانی) کسانی هستند، که پیام‌های خدا را به خوبی ابلاغ می‌کنند و از سر تعظیم از او هراس دارند و از احدی جز خدا نمی‌هراسند. و خدا برای حسابرسی سریع و دقیق کافی است.

در مجلس یادبود و تجلیل از مقام خادم القرآن، آیت الله صادقی تهرانی، حضور صمیمی شما دوستداران معارف قرآن کریم مرهون الطاف خاصۀ الهی و موجب تسلّی خاطر ماست.

والسلام علی عباد الله الصالحین

بیت معظمٌ له


علامه مجاهد، آیت الله العظمی دکتر محمد صادقی تهرانی (قدس الله تربته الزکیه) مجتهد و مفسّر قرآن، از نوادر دوران در تفسیر حقایق و دقایق قرآن کریم و شهید راه خدا بود؛ و با پیشینه بیش از نیم قرن کاوش بی شائبه درون قرآنی، برای دریافت حقایق و ظرایف کلام وحی الهی، پس از تالیف سی جلد تفسیر الفرقان (به زبان عربی)، و تنظیم تفسیر موضوعی سی جلدی آن، و نیز، تفسیر البلاغ که فشرده تفسیر قرآن به قرآن است؛ و ترجمان وحی (ترجمان قران کریم)، و همچنین در حدود شصت سال تدریس تفسیر قرآن، به زبان های عربی و فارسی، در حوزه های علمیه قم، تهران، نجف، مکه، مدینه، بیروت، و سوریه و پس از تالیف تعداد بسیاری کتب فقهی، اصولی، مقارنات ادیان، فلسفی، عرفانی، عقیدتی، سیاسی و ... بر محور قرآن، در مرحله آخر تحقیقات قرآنی خویش، تفسیر ترجمان فرقان (تفسیر مختصر فارسی قرآن کریم) را برای فارسی زبانان، حجت و بیانی روشنگر، و برای سایر ترجمه ها، پس از متن عربی قرآن، اصل و بنیادی شایسته، به یادگار گذارد؛ و روح پاکش به ملکوت اعلا و نزد پروردگار جهانیان شتافت.

اکنون در مناسبت سالگرد فراق، و در محفل یادبود و تجلیل از مقام خادم القرآن، آیت الله صادقی تهرانی، حضور صمیمی شما دوستداران معارف قرآن کریم مرهون الطاف خاصۀ الهی و موجب تسلّی خاطر ماست.

والسلام علی عباد الله الصالحین

دفتر آیت الله العظمی دکتر صادقی تهرانی (ره(


یادبود و سالروز عروج ملکوتی علامه مجاهد، خادم القرآن آیت الله صادقی تهرانی

25 اسفند 1390 قم. میدان ارتش. بلوار الغدیر. مسجد الغدیر

بعد از نماز مغرب و عشاء


بیانیه دفتر آیت الله صادقی تهرانی

هر گونه بیانیه و اظهار نظر و ابراز سلیقه و برگزاری مراسم یادبود از جانب شاگردان و یا دوستداران و نزدیکان آن فقید سعید صرفا نظر شخصی تلقی گردیده و مربوط به دفتر و بیت حضرت آیت الله العظمی صادقی تهرانی نمی باشد. بدیهی است در صورت نیاز به ابراز هر گونه بیانیه از طریق سایت فرقان و یا جراید عمومی به اطلاع محبان و دوستداران گرانقدر خواهد رسید .


ومن الله التوفیق

دفتر حضرت آیت الله العظمی صادقی تهرانی (قدس سره(


آرشیو تصویری مدارک و اسناد

گفتار موضوعی :

حقوق مشترك همسران‏

حقوق مشترك همسران‏

بیانیه ها :

تشابه اسمی!!؟

تشابه اسمی!!؟

گفتار خبری :

دومین همایش بیداری قرآنی برگزار شد

دومین همایش بیداری قرآنی برگزار شد

دومین همایش بیداری قرآنی در تاریخ معاصر با محوریت اندیشه‎ها و آثار آیت‎الله صادقی تهرانی(ره) صبح پنج شنبه 15 اسفند 92 در تالارهمایش دانشگاه مفید قم ، با مسئولیت جامعة علوم القرآن و دفتر آیت الله العظمی دکتر صادقی تهرانی برگزار شد. این همایش تا عصر ادامه داشت و صاحبان مقالات در حضور تعدادی از اساتید برجسته قرآن پژوه، مقالات خود را ارائه دادند، و با رونمایی از چاپ تفسیر موضوعی الفرقان و معرفی پیمایشگر فرقان زینت یافت.

ادامه مطلب . . .






درس خارج اصول فقه قرآنی
درس تفسیر موضوعی
درس اخلاق بر مبنای مصباح الشریعه
گزیده سخنان
شرح استخاره
متن قرآن
ترجمه آیه