ترجمان وحي » ترجمان پنج جلدي » سوره احزاب
وَإِذْ أَخَذْنَا مِنَ النَّبِيِّينَ مِيثَاقَهُمْ وَمِنكَ وَمِن نُّوحٍ وَإِبْرَاهِيمَ وَمُوسَىٰ وَعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ ۖ وَأَخَذْنَا مِنْهُم مِّيثَاقًا غَلِيظًا (7) (احزاب) 
اين آيه با تصريح به نامهاى پيامبران اولواالعزم پيمان ربانى آنان را نيز- به عنوان «ميثاقهم» و نه مطلق ميثاق- همچون خودهاشان- بالاترين پيمانها دانسته كه از پيمانهاى ربانى با ساير پيامبران- تا چه رسد به ديگران- برتر است و تنها ياد كردن اين بزرگواران خود دليلى است روشن بر ويژگى شريعتهاى پنجگانه الهى اين بزرگواران كه ديگر پيامبران با كل امتهاى پنجگانه پيرو آنان بودهاند.
اينجا علت تقدم نبيخاتم صلى الله عليه و آله بر ديگران- در عين آنكه آخرين نبى است- به جهاتى چند است، از جمله تقدم حضرتش در كل جهات فضيلت عصمت و نيز صدماتى كه در مدت حياتش از منكران و حتى از برخى دوستان متحمل شد، و بر حسب آيات و رواياتى چند مختصراً اين جمله نمودار است كه: هيچ پيامبرى مانند من اذيت نشده است، ولى راجع به نوح- كه با ديگران برابر است و يا آنان از او برترند- چرا راجع به حضرتش «مِنْ» آمده و راجع به ابراهيم و ديگران «مِنْ» تكرار نشده است، آيا از اين جهت است كه معطوف كردن اسم به ضمير گذشته بر خلاف قانون عربى است؟ ولى اين خود بر خلاف مواردى قرآنى است، كه اسم به ضمير در جاىجاى آن عطف گشته.
اينجا ظاهراً پاسخ مناسب اين است كه در عين برابرى ساير پيامبران اولواالعزم يا برتريشان از نوح، صدماتى كه حضرتش در طول نهصد و پنجاه سال دعوتش ديده از ابراهيم و موسى و عيسى بيشتر بوده، از جمله از لحاظ اينكه دعوت آغازين ولايت عزم را بر عهده داشت، آنهم در برابر مردمى بَس لجوج و نادان، و اين جريان خود ترجيح مىدهد كه «مِن» همانگونه كه براى رسول بزرگوار اسلام آمده براى نوح نيز تكرار گردد، و اين تقدم رسول صلى الله عليه و آله در اخذ ميثاق اشارهاى هم به ميثاق تمامى پيامبران نسبت ايمان به آن حضرت و نصرتش مىباشد چنانكه در آيه (3: 81) گذشت.
در ميان اين بزرگواران هرگز نسبت ولادتى به جز عيسى عليه السلام نيامده زيرا ولادت دوگانه آنان بر همگان معلوم است، ولى عيسى ولادتش يگانه و تنها از مادر است كه در جاىجاى قرآن اين نسبت تكرار گشته.
اينجا علت تقدم نبيخاتم صلى الله عليه و آله بر ديگران- در عين آنكه آخرين نبى است- به جهاتى چند است، از جمله تقدم حضرتش در كل جهات فضيلت عصمت و نيز صدماتى كه در مدت حياتش از منكران و حتى از برخى دوستان متحمل شد، و بر حسب آيات و رواياتى چند مختصراً اين جمله نمودار است كه: هيچ پيامبرى مانند من اذيت نشده است، ولى راجع به نوح- كه با ديگران برابر است و يا آنان از او برترند- چرا راجع به حضرتش «مِنْ» آمده و راجع به ابراهيم و ديگران «مِنْ» تكرار نشده است، آيا از اين جهت است كه معطوف كردن اسم به ضمير گذشته بر خلاف قانون عربى است؟ ولى اين خود بر خلاف مواردى قرآنى است، كه اسم به ضمير در جاىجاى آن عطف گشته.
اينجا ظاهراً پاسخ مناسب اين است كه در عين برابرى ساير پيامبران اولواالعزم يا برتريشان از نوح، صدماتى كه حضرتش در طول نهصد و پنجاه سال دعوتش ديده از ابراهيم و موسى و عيسى بيشتر بوده، از جمله از لحاظ اينكه دعوت آغازين ولايت عزم را بر عهده داشت، آنهم در برابر مردمى بَس لجوج و نادان، و اين جريان خود ترجيح مىدهد كه «مِن» همانگونه كه براى رسول بزرگوار اسلام آمده براى نوح نيز تكرار گردد، و اين تقدم رسول صلى الله عليه و آله در اخذ ميثاق اشارهاى هم به ميثاق تمامى پيامبران نسبت ايمان به آن حضرت و نصرتش مىباشد چنانكه در آيه (3: 81) گذشت.
در ميان اين بزرگواران هرگز نسبت ولادتى به جز عيسى عليه السلام نيامده زيرا ولادت دوگانه آنان بر همگان معلوم است، ولى عيسى ولادتش يگانه و تنها از مادر است كه در جاىجاى قرآن اين نسبت تكرار گشته.